تبلیغات
شفقت صبح - آیا اعتراضات شیعیان در عربستان به سقوط این رژیم می انجامد؟

شفقت صبح
ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای،دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز،از این منجلاب بیرون کش

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

دشمنِ دشمنان مولانا الحسین: با سلام شیخ مرتضی انصاری (ره) که از بزرگان علمای شیعه است و اساتید فقه و اصول و مراجع عظام برای فتوا دادن ناچار به تمسک به اقوال و استدلال های این ابر مرد عالم فقه و اصول هستند و همچنین کتاب «مکاسب» و «رسائل» ایشان سالهاست جزء کتب درسی سطح عالی حوزه است داستان عجیب در مورد ایشان در شب عاشورا را این گونه نقل کرده اند: در شب های تاسوعا و عاشورا بعد از خاتمه ی منبر، در منزل شیخ مرتضی انصاری (شیخ اعظم) مراسم سینه زنی و نوحه خوانی برقرار بود. در یکی از سالها در شب عاشورا به این علّت که مجلس به طول انجامیده بود و به خاطر ملاحظه و مراعات همسایه ها که مبادا ناراحت گردند، شیخ می فرماید، سینه زنی را ترک نمایند. اهل مجلس سینه نزده، متفرّق می شوند و شیخ به خواب می رود. طولی نمی کشد که نیمه شب از خواب بیدار شده می فرماید؛ جماعتی را که در مجلس بوده اند، جمع کنند و سینه زنی و نوحه خوانی نمایند و همه را شربت بدهند و پذیرایی کنند. عده ای از آنان را جمع می نمایند و مشغول سینه زنی می گردند، و خود شیخ نیز با آنها به سینه زنی می پردازد. وقتی علّت را سؤال می کنند، شیخ انصاری «ره» می فرماید: امشب حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را در خواب دیدم که به من فرمود: «شیخ مرتضی، تو مانع عزاداریِ فرزندم اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) هستی؟!» عرض کردم: خیر! و از خواب پریدم. لذا از حضرت زهرا (علیها سلام) خجالت می کشم که در شب شهادت فرزندش (شب عاشورا) عزاداری نکرده به خواب بروم. به همین جهت شیخ اعظم (ره) تا زنده بودند، همه ساله در شب عاشورا در خاتمه ی مجلس مراسم سینه زنی را ترک نکردند.[۱] [۱]. احرام محرّم، ص۱۰۵ و عزاداری سنّتی شیعیان، ج۲، ص۴۸۰ به نقل از أین البکائون، ص۱۲۴ در پایان متذکرّ می شویم این شخصی که خود را صاحب فرهنگ و شیعیان و محبان پاک و سینه سوخته اهل بیت علیهم السلام را بی فرهنگ نامیده است و با این بیان ماهیت حقیقی خود را نشان داده است باید این آرزوی خود و حامیانش را به دار دیگر دیگر ببرد و تا شیعه زنده است تعظیم می کند شعائر الهی، که از اعظم ترین آنها بزرگداشت عزای سیّد و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام چه روضه، سینه زنی ، نوحه خوانی که باعث تسلی دل حضرت زهرا سلام الله علیها ودل حضرت زهرا سلام الله علیها و کوری چشم دشمنان خدا خواهد بود. ابد والله ماننسی حسینا
حسین: واقعا که اطمینان پیداکردم از عربستان هدایت میشی .ازاین به بعدبایدگفت سنی آنلاین.اگه آزادی بیان دارید نظرمن روقراربدید...اطمینان دارم که قرارنمی دی!!!!!!
علی: عاشق اهل بیتم خودم و پدرم و مادرم غلام اهل بیتیم افتخارمیکنم شیعه هستم شیعه هستم بچه شیعه هستم تا در اد چشم هر چی سنی
حاج داود جواب دانشجو: با سلام ون رموده بودید ناراحت نشوم و واب طولانی ننویسم . لطفا ان مسایلی که یکی به نعل زدم یکی به میخ را نام ببرید؟ من هر چه نگاه کردم نعل و میخی ندیدم.
احمدی: پیمان از شیهات تاریخی که سندش را ندادی رسیدی به شبهات مراسم مگر همه ایین ها ومراسم اعراب نحدی ورفتارهای ال سعود وشیخ برای آن آیه قران داریم اگر هست لطف کن وایه ای که رانندگی زنان را منع می کند بگو
محمد: جناب پیمان افاضاتی داشتند و البته کما فی السابق آنچه خواستند را گزینشی انتخاب کردند. با نظری به آیات و روایات روشن می‌شود كه عزاداری و برپایی مجالس عزا نه تنها با قرآن مخالفت و ناسازگاری با مبانی دینی ما ندارد، بلكه از مصادیق شعایر الهی، مودّت و محبّت به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و مبارزه با ظلم و ستم می‌باشد كه در قرآن به آنها سفارش شده است. نمونه عینی عزا و گریه در قرآن كریم ، سوگواری و گریه حضرت یعقوب ـ علیه السّلام ـ در فراق یوسف است، كه بنا بر نقل زمخشری هفتاد سال گریه كرد و پاداش آن گریه‌ها برابر با پاداش هفتاد شهید می‌باشد. بنابراین عزاداری و گریه در مصائب برگزیدگان الهی و اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ مورد تأیید روایات بوده و ممدوح قرآن كریم و در قرآن و روایات هیچگونه نهی و مذمتی از آن نشده است. در حجم زیادی از روایات این مطلب آمده كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در سوگ مصائب آینده حسین ابن علی ـ علیه السّلام ـ اشك ریختند، مانند گریه حضرت، هنگام ولادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ ، سوگواری حضرت در منزل ام سلمه، زینب، عایشه و همین طور گریه رسول خدا در خانه امام علی ـ علیه السّلام ـ هنگام روبرو شدن با بنی‌هاشم و گریه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ و ابن عباس در هنگام عبور از سرزمین كربلا و... همچنین موارد بسیاری از عزاداری اصحاب در روایات نقل شده است، همچون گریه اصحاب بر خبر شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و عزاداری صحابه در رحلت پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ مرثیه سرایی و گریه فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ در لحظه جان دادن پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و بعد از رحلت آن حضرت، ودر مرگ مادرش خدیجه كبری ـ سلام الله علیها ـ و عموی بزرگوارش حمزه، و گریستن خلیفه اول و دوم در سوگ پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ همراه سخنان ام ایمن و گریه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ و ابن عباس در هنگام عبور از سرزمین كربلا و اقدام نمادین عبدالله عمر پس از وفات رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و... كه از مسلمات تاریخ اسلام می‌باشد. امام صادق (ع) رئیس مكتب جعفرى مى فرماید: «شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بماء ولا یتنا، یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا» پیروان ما كه از طنیت ما ساخته شده‎اند و با آب ولایت ما خمیر مایه آنها سرشته شده است در حزن و اندوه ما ناراحتند و در شادیهاى ما خشنودند.( علیرضا صابرى، الحكم الزاهره (مؤسسه النشر الاسلامى، جامعه مدرسین قم، 1405 هـ ق، 1363 ش) ج 1، ص238، روایت .1277 )/// امام صادق (ع) فرمود: «من دمعت عیناه فینا دمعه لدم سفك منا، او حق لنا نقصناه او عرض انتهك لنا اولا حَد من شیعتنا بواه الله تعالى بها فى الجنه حقبا» كسى كه قطره اشكى درباره ما بریزد، بخاطر خونى كه از ما ریخته شده و یا حقى كه از ما غصب شده است و یا آبرویى كه از ما هتك شده است و... خداوند در قبال این اشك سالیان دراز او را در بهشت جاى مى هد. (محمد بن نعمان مفید، الامالى (مؤسسه النشر الاسلامى التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه) ص175، روایت 5. )/// عزاداری اسلام را زنده كرد و اگر امام حسین ـ علیه السّلام ـ قیام نمی‌كرد، اثری از اسلام باقی نمی‌ماند. اساس شكل‌گیری انقلاب اسلامی ایران نیز از نهضت امام حسین ـ علیه السّلام ـ است. امام خمینی (ره) درباره تجدید و تكرار عزاداری‌ها می‌فرماید: «... اصلاً نمی‌فهمند مكتب سید الشهداء چه بوده و نمی‌دانند این منبرها، گریه‌ها و سینه‌زنی‌ها حدود 1400 سال است كه ما و مكتب را حفظ كرده و تا حالا اسلام را آورده. این عده از جوان‌ها اینطور نیست كه سوء نیت داشته باشند آن‌ها خیال می‌كنند كه ما باید حرف روز بزنیم، حرف سید الشهداء حرف روز، و همیشه حرف روز است. اصلاً حرف روز را سید‌الشهداء آورده و دست ما داده است و سیدالشهداء را این گریه‌ها و مكتب وی را این مصیبت‌ها و داد و قالها و این سینه‌زنی‌ها و این دستجات حفظ كرده است. اگر فقط مقدسی بوده و توی اتاق و توی خانه می‌نشست و برای خودش هی زیارت عاشورا می‌خواند و تسبیح می‌گفت چیزی نمانده بود... همین‌هاست كه این نهضت را پیش برده. اگر سید‌الشهداء نبود این نهضت را كسی پیش نمی‌برد.( قیام عاشورا، در كلام و پیام امام خمینی، ص 16)البته در قران داریم: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَهِیمَ. الممتحنه (60): 4قطعاً برای شما در پیروی از إبراهیم سرمشقی نیكوست.لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ. ألاحزاب (33): 21قطعاً برای شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقی نیكوست.خوب جناب یعقوب که بر یوسف گریه کرد. در مورد رسول اکرم: لما رأى النبى حمزه قتیلا، بكى فلما راى ما مثّل به شهقپیامبر چون پیكر خونین حمزه را یافت گریست و چون از مثله كردن او آگاهى یافت با صداى بلند گریه سر داد.السیره الحلبیه، ج 2، ص 247. و از طرفی سیره مسلمین صدر اسلام: فلم تبك امرأه من الأنصار علی میّت بعد قول رسول اللّه صلّی الله علیه و آله وسلّم لكنّ حمزه لابواكی له إلی الیوم إلّا بدأت البكاء علی حمزه.هیچ زنی از انصار بعد از شنیدن فرمایش رسول خدا كه عمویم حمزه گریه‏كن ندارد، بر مرده‏ای گریه نمی‌‏كرد، مگر این‌كه اوّل برای حمزه عزاداری می‌‏كرد.مجمع الزوائد، ج 6، ص 126./ / در مورد جناب جعفر: فقال رسول اللّه صلّی الله علیه و آله وسلّم: علی مثل جعفر فلتبك البواكی. پیامبر فرمود: گریه كنندگان باید بر همانند جعفر گریه كنند.الاستیعاب، ج 1، ص 313 ـ أسد الغابه، ج 1، ص 241 ـ الاصابه، ج2، ص 238 ـ الكامل فی التاریخ، ج2، ص 420.// زید بن حارثه نیز از فرماندهان جنگ موته بود كه به دستور رسول خدا و به همراهی جعفر بن أبی طالب، و عبد اللّه بن رواحه، رهبری جنگ را به‌ عهده گرفت، زمانی كه خبر شهادت او اعلام شد رسول ‏خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم به منزل وی تشریف برد، دختر زید با دیدن پیامبر اكرم بغض، گلویش را گرفت و بلند بلند گریه كرد، پیامبر هم گریه كرد، سؤال كردند، چرا گریه می‌‏كنید؟ فرمود:شوق الحبیب إلی حبیبه. علاقه و محبّت دوست است به دوست. فیض القدیر، ج3، ص 695.چون کلام طولانی میشود و جناب پیمان هم حواله به آینده دادند من هم کوتاه میکنم و بعد از جواب پیمان باقی موارد را می آورم: گریه رسول الله بر فرزندش ابراهیم:بر عبد المطلب و بر ابوطالب و عثمان ابن مظعون و بر مادرش و فاطمه بنت اسد و ... نهایتا روایتی در باب امام حسین: انها دخلت على رسول الله(ص) فقالت: یا رسول الله انی رأیت حلما منكرا اللیله، قال: وما هو؟ قالت: انه شدید قال: وما هو؟ قالت: رأیت كأن قطعه من جسدك قطعت ووضعت فی حجری، فقال رسول الله (ص): رأیت خیرا، تلد فاطمه إن شاء الله غلاما فیكون فی حجرك، فولدت فاطمه الحسین فكان فی حجری كما قال رسول الله (ص) فدخلت یوما إلى رسول الله (ص) فوضعته فی حجره، ثم حانت منی التفاته فإذا عینا رسول الله (ص) تهریقان من الدموع قالت: فقلت: یا نبی الله بأبی أنت وأمی مالك؟ قال: أتانی جبرئیل علیه الصلاه والسلام فأخبرنی ان امتی ستقتل ابنی هذا، فقلت: هذا؟ فقال: نعم، وأتانی بتربه من تربته حمراء./ام فضل دختر حارث خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم رسید و عرض كرد: یا رسول الله دیشب خواب بدی دیدم. حضرت فرمودند: چه خوابی دیدی؟ گفت: خواب بدی بود. مانند این كه قطعه‌ای از جسدتان را بریدید و در آغوش من گذاردید. رسول الله صلّی الله علیه و آله وسلّم فرمود: خیر است. فاطمه إن شاء الله – فرزندی به دنیا می‌آورد و او را در آغوش تو قرار می‌دهد. بعد از مدتی فاطمه حسین را به دنیا آورد و همان‌گونه كه پیامبر فرموده بود در آغوش من قرار گرفت. تا این كه روزی خدمت حضرت رسیدم و حسین را در آغوش آن حضرت گذاردم؛ حضرت به من التفاتی نمود و چشمانش پر از اشك گردید. عرض كردم: یا نبی الله پدر و مادرم فدایتان چه شده است؟ حضرت فرمود: جبرئیل علیه الصلاه والسلام نزد من آمد و مرا با خبر ساخت كه امت من به زودی این فرزندم را می‌كشند، عرض كردم: همین حسین را؟ فرمودند: آری و این هم مقداری از خاك و تربت سرزمین [كربلاء] است./حاكم بعد از نقل این روایت می‌گوید:هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه.این حدیث شرایط صحت را نزد شیخین [بخاری و مسلم] دارا هستند ولی آن دو این روایت را نیاورده‌اند.//مستدرك الصحیحین، ج 3، ص 176 و با اختصار در ص 179 ـ تاریخ شام در شرح حال امام حسین علیه السلام: ص 183 رقم 232 ـ مجمع الزوائد، ج 9، ص 179 ـ مقتل خوارزمی، ج 1، ص 159 و در ص 162 با لفظ دیگر ـ تاریخ ابن كثیر، ج 6، ص 230 و با اشاره در ج 8، ص 199 ـ أمالى السجرى، ص 188. و مراجعه شود به: الفصول المهمه ابن صباغ مالكى، ص 154 و الروض النضیر، ج 1، ص 89، و الصواعق، ص 115، و كنز العمال چاپ قدیم، ج 6، ص 223، و الخصائص الكبرى، ج 2، ص 125./کلام آخر در مورد نهی از نیاحه است و آن گونه خاصی از عزاداری بوده است که اصلا کسی در زمان حاضر انجام نمیدهد و در صورت تمایل جناب پیمان به تحقیق حتما مراجعه خواهند کرد. منتظر ارائه تحقیقات شما هستیم. و السلام علی من اتبع الهدی.
حاج داود به مسئولین سایت: شما تمام سوالاتی که از بنده شده را در سایت گذاشته اید اما چند روز است کلیه انها را پاسخ داده ام اما پاسخ های بنده را نگذاشتید . بنابر این خدای نکرده برادران تصور میکنند بنده جواب ندادم . و یا جوابی نداشته ام که بدهم . بنابر این تقاضا میکنم پاسخ های بنده را در سایت بگذلرید .
حاج داود به پیمان : با سلام اقا پیمان بنده دو تا از کامنتهای شما را خواندم باور بفرمایید نتیجه مطالعه پیام شما فقط خوردن یک مشت قرص سر درد بود . از کلیه برادران و خواهران در خواست میکنم بدون در نظر گرفتن تعصب خاص اول ان پیامی را که ایشان راجب زنجیر زنی و سینه زنی و سوگواری نوشته اند را بخوانید و سپس این یکی پیغام را که راجب صلع امام حسن ع و حمایت از معاویه ایشان را مطالعه کنید خواهید فهمید یک انسان چقدر میتواند متضاد حرف بزند. تئجه شما را به چند نمونه جلب میکنم: ایشان در بیان کردن تاریخ امده سفارش را جزیی از احکام دانسته و برای خودش فتوا میدهد چگونه؟ ایشان میفرماید : امام حسین ع وقتی برای جنگ و شهادت میرفت به خواهرش زینب س توصیه میکند که : خواهرم در مصیبتی که بر من روا میشود صبر کن صورت را نخراش و گریه نکن! خوب اولا که شما برای اینکه ثابت کنی گریه بد است از مظلومیت سیدالشهداع در صحنه خون و قیام کربلا استفاده میکنی و انجا اعتراف میکنی که ال معاویه به حسین و فرزندانش ظلم کردند! اما در کامنت بعدی میگویید: صلخ امام حسن ع با معاویه به نفع اسلام شد و معاویه بابت این صلح به امام حسن ع پاداشت میداد!!! در اخر هم نتیجه گرفتید که بابا این معاویه بد بخت مستوجب تکفیر نیست!!!؟؟؟؟ دوما: سوال بنده این است اگر پدر شما سفارش کند که وقتی من به مسافرت رفتم شما دلتنگی نکن صبور باش . ایا پس اگر شما یک روزی بر حسب دلتنگی و علاقه شدید نسبت به پدرتان دلتنگ شدید کافر هستید یا مورد اق والدین قرار میگیرید؟ حال برسیم به پیامبر ص برادر من پییامبر ص خدا بهتر از منو شما میداند چه چیزی سفارش و توصیه است چه چیزی حکم است . اگر پیامبر ص به دلیل نگرانی از حال دخترشان به ایشان میفرماید در فراغ من گریه نکن بر سر و صورت نزن معنایش این نیست که اگر دختر ان حضرت تاب و قرار از کف داد و فراغ پدر برایش گران افتاد و بر حسب همین گریه کرد و بر صورت زد پس حضرت زهرا س برخلاف سنت رفتار کرده ! اما اگر پیامبر میفرمود گریه کردن حرام است انجا دیگر حکم کرده و لازم الاجراست. دیگر اینکه شما که این روایت را با سند هم اورده اید ایا از خود سوال نکردید چرا وجود نازنین پیامبرص اینقدر نگران دخترشان هستند که حتی تاب گریه کردن ایشان را ندارد و میفرماید : فاطمه جان در فراغ من گریه نکن به صورت مزن ! اما نگفتی پس چرا صورتی را که پیامبر ص خدا فرمود خودت لطمه نزن پس چگونه طبق اخبار و روایتهای خودتان ان صورت به دستور ابابکر و اجرای عمر لطمه میخورد و کبود میشود . سوال این است حکم کسی که به صورت دختر پیامبر خدا اسیب میزند چیست؟ حکم کسی که فرزند دختر رسول خدا را سقط میکند چیست؟ شما چگونه توصیه گریه نکردن حضرت زهرا نسبت به مرگ پدرشان را جرم محسوب میکنید اما هیچ اشاره ای به ضاربین ان حضرت نمیکنید و ان را جرم محسوب نمیکنید؟ شما دوباره اقتباس به حدیثی کرده بودید که در ان گفته بودید زمانیکه علی بن ابیطالب ع مشغول غسل دادن بدن مطهر پیامبر ص بود فرمود : یا رسول الله ص اگر سفارش نفرموده بودید که در مصیبت شما صبرکنم اینک بر سر و صورت می زدم . حدیث به این مهمی را اوردید که بگویید شیعیان گریه نکنند اما چرا اشاره نمیکنید طبق فرمایشات خودتان و احادیث معتبری که ارایه فرمودید علی ع مشغول غسل دادن بدن مطهر پیامبر ص بود .اما نفرمودید در ان لحظات سخت و طاغت فرسا ابابکر و عمر و عثمان کجا بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بنده همینجا عرایضم را خاتمه میدهم تا از همین الان اقا پیمان فرصت کافی برای پیدا کردن ابابکر و عمر و عثمان داشته باشد از حالا تا اخر دنیا فرصت داری بگردی انها را پیدا کنی بیش از هزار و اندی سال است که مفتی ها و مولوی های شما در حال گشتن هستند تا ثابت کنند یک جایی همان گوشه کنار ها بودند اما تا حالا که پیدا نشدند؟؟؟؟
حاج داود به پیمان : با سلام اقا پیمان بنده دو تا از کامنتهای شما را خواندم باور بفرمایید نتیجه مطالعه پیام شما فقط خوردن یک مشت قرص سر درد بود . از کلیه برادران و خواهران در خواست میکنم بدون در نظر گرفتن تعصب خاص اول ان پیامی را که ایشان راجب زنجیر زنی و سینه زنی و سوگواری نوشته اند را بخوانید و سپس این یکی پیغام را که راجب صلع امام حسن ع و حمایت از معاویه ایشان را مطالعه کنید خواهید فهمید یک انسان چقدر میتواند متضاد حرف بزند. تئجه شما را به چند نمونه جلب میکنم: ایشان در بیان کردن تاریخ امده سفارش را جزیی از احکام دانسته و برای خودش فتوا میدهد چگونه؟ ایشان میفرماید : امام حسین ع وقتی برای جنگ و شهادت میرفت به خواهرش زینب س توصیه میکند که : خواهرم در مصیبتی که بر من روا میشود صبر کن صورت را نخراش و گریه نکن! خوب اولا که شما برای اینکه ثابت کنی گریه بد است از مظلومیت سیدالشهداع در صحنه خون و قیام کربلا استفاده میکنی و انجا اعتراف میکنی که ال معاویه به حسین و فرزندانش ظلم کردند! اما در کامنت بعدی میگویید: صلخ امام حسن ع با معاویه به نفع اسلام شد و معاویه بابت این صلح به امام حسن ع پاداشت میداد!!! در اخر هم نتیجه گرفتید که بابا این معاویه بد بخت مستوجب تکفیر نیست!!!؟؟؟؟ دوما: سوال بنده این است اگر پدر شما سفارش کند که وقتی من به مسافرت رفتم شما دلتنگی نکن صبور باش . ایا پس اگر شما یک روزی بر حسب دلتنگی و علاقه شدید نسبت به پدرتان دلتنگ شدید کافر هستید یا مورد اق والدین قرار میگیرید؟ حال برسیم به پیامبر ص برادر من پییامبر ص خدا بهتر از منو شما میداند چه چیزی سفارش و توصیه است چه چیزی حکم است . اگر پیامبر ص به دلیل نگرانی از حال دخترشان به ایشان میفرماید در فراغ من گریه نکن بر سر و صورت نزن معنایش این نیست که اگر دختر ان حضرت تاب و قرار از کف داد و فراغ پدر برایش گران افتاد و بر حسب همین گریه کرد و بر صورت زد پس حضرت زهرا س برخلاف سنت رفتار کرده ! اما اگر پیامبر میفرمود گریه کردن حرام است انجا دیگر حکم کرده و لازم الاجراست. دیگر اینکه شما که این روایت را با سند هم اورده اید ایا از خود سوال نکردید چرا وجود نازنین پیامبرص اینقدر نگران دخترشان هستند که حتی تاب کردن ایشان را ندارد و میفرماید : فاطمه جان در فراغ من گریه نکن به صورت مزن ! اما نگفتی پس چرا صورتی را که پیامبر ص خدا فرمود خودت لطمه نزن پس چگونه طبق اخبار و روایتهای خودتان ان صورت به دستور ابابکر و اجرای عمر لطمه میخورد و کبود میشود . سوال این است حکم کسی که به صورت دختر پیامبر خدا اسیب میزند چیست؟ حکم کسی که فرزند دختر رسول خدا را سقط میکند چیست؟ شما چگونه توصیه گریه نکردن حضرت زهرا نسبت به مرگ پدرشان را جرم محسوب میکنید اما هیچ اشاره ای به ضاربین ان حضرت نمیکنید و ان را جرم محسوب نمیکنید؟ شما دوباره اقتباس به حدیثی کرده بودید که در ان گفته بودید زمانیکه علی بن ابیطالب ع مشغول غسل دادن بدن مطهر پیامبر ص بود فرمود : یا رسول الله ص اگر سفارش نفرموده بودید که در مصیبت شما صبرکنم اینک بر سر و صورت می زدم . حدیث به این مهمی را اوردید که بگویید شیعیان گریه نکنند اما چرا اشاره نمیکنید طبق فرمایشات خودتان و احادیث معتبری که ارایه فرمودید علی ع مشغول غسل دادن بدن مطهر پیامبر ص بود .اما نفرمودید در ان لحظات سخت و طاغت فرسا ابابکر و عمر و عثمان کجا بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بنده همینجا عرایضم را خاتمه میدهم تا از همین الان اقا پیمان فرصت کافی برای پیدا کردن ابابکر و عمر و عثمان داشته باشد از حالا تا اخر دنیا فرصت داری بگردی انها را پیدا کنی بیش از هزار و اندی سال است که مفتی ها و مولوی های شما در حال گشتن هستند تا ثابت کنند یک جایی همان گوشه کنار ها بودند اما تا که پیدا نشدند؟؟؟؟
حسینی مذهب: رسول الله فرمودند اسلام با شمشیر علی و با دینار خدیجه بیروز شد.ضربه ای که علی در جنگ خندق زد از عبادت ملائک تا روز قیامت افضل تر است .کجای کتابهای تاریخ سراغ دارید که تو غزوات بیامبر اسمی از رشادتهایابوبکر و عمر و عثمان باشه این علمای سنی مثل بزرگاشون ترسو و بی خاصیت هستند.ولی شیعه مثل علی منطقی و شیر هستند
توچال: وای اینجا چه خبره؟؟؟ همش بدوبیراه با با بس کنید بریم توچال هواخوری بچه ها...
ممد سبیل: میگم آهای پیمان سنیه، اصلا ما که شیعه مولا علی هستیم همه ای کارایی که گفتی رو اشتباه انجام می دیم؟؟ اما تو که ای همه علم و کمالات و سرت میشه تند و سریع بگو پس به غیر شیعه چرا مسیحیا و ارمنیا و زرتشتیا حتی تو کشورای دیگه برای مولای غریب ما عزاداری و گریه و زاری میکنن؟ نه بچه جون تو هیچ وقت برا سوالای ما جواب مواب درست حسابی که سند شیش دنگ داشته باشه نداری و فکر می کنی که خیلی زرنگی بدبخت! فکر می کنی ما نمی فهمیم وقتی هیچ جواب مواب درستی برای سوالایی که از توی سنی مصب می کنیم نداری زود از ای شاخه به او شاخه می پری؟ نه بچه جون ای کارا رو کله گنده های شوما قبلا انجام دادن و جوابای محکم علمای ما رو گرفتن پس تو الکی وقتت رو صرف ای نکن که شاید بتونی یه بچه شیعه رو گول بزنی و سنی کنی! ما بچه شیعه ها افختارمون نوکوری بچه های مولا علی است و بس. پسرجون برو به اربابای بی سوادت بگو که هر چی زور زدم هیشکی سنی نشد که هیچ آبروی علما و کتابای خودمون هم تو دنیا رفت. برو. برو یه قاقالیلی بخر بخور جلوی مفتیاتون تته پته نکنی. یا حق و یا مولا علی مدد.
پیمان سنی مذهب جواب بده؟!: آیا صحیح است كه شامیان براى عثمان یكسال عزادارى كرده و براى رحلت او گریستند...اگر ما مى گوئیم گریه و نوحه براى میت مشروع نیست. چرا در حضور معاویه در این مدت عزادارى كرده ولى او نه تنها اینكه مانع نشد بلكه آنان را حمایت و پشتیبانى مى كرد. ذهبى مى گوید: «نصب معاویة القمیص على منبر دمشق و الأصابع معلقة فیه و آلى رجال من اهل الشام لا یأتون النساء، و لا یمسّون الغُسل الامن حلُم، و لا ینامون على فراش، حتى یقتلوا قتلة عثمان او تفنى ارواحهم، و بكوه سنة». تاریخ الاسلام (الخلفاء)، 452 معاویه پیراهن عثمان و بعضى از انگشتان قطع شده او را بر فراز منبر آویزان كرد، و عده اى از شامیان سوگند یاد كردند كه به بستر استراحت و خواب نروند، و با همسران خود مقاربت نكنند. تا اینكه قاتلان عثمان را به قتل برسانند یا اینكه كشته شوند، و یكسال براى او گریستند.
سوال از پیمان: آخرش نگفتی که آیا صحیح بخاری را که تمام علما و بزرگان شما بعد از قرآن تمام احادیث آن را قبول دارند و ختم آن را می گیرند را قبول داری یاه نه؟؟؟؟؟؟؟؟
آهای پیمان وهابی مسلک جواب بده:: آنانکه كه عزاداری برای امام حسین (ع) را بدعت می شمارند گویا تاریخ اسلام را نخوانده اند. قضیه شهادت امام حسین (ع) و گریه كردن نبی مكرم (ص) برای امام حسین (ع) حتی قبل از ولادت امام حسین (ع) در كتاب های معتبر اهل سنت آمده است.ذهبی كه از او به إمام الجرح و التعدیل یاد می كنند، در كتاب سیر أعلام النبلاء، ج3، ص291 آورده كه رأس الجالوت می گوید: وقتی ما از كربلاء عبور می كردیم، اسب ما رم می كرد و ما به زمین می خوردیم و احساس ناراحتی كردیم و از پدرم سوال كردم كه چرا این چنین اتفاقی در عبور از كربلاء برای ما می افتند؟ قال كنا نتحدث أن ولد نبی مقتول فی ذلك المكان پدران و بزرگان ما گفته اند كه فرزند یك پیغمبری در این مكان كشته خواهد شد. فلما قتل الحسین قلنا هذا الذی نتحدث وقتی امام حسین (ع) شهید شد، ما فهمیدیم خبری كه بزرگان و أنبیاء گذشته به ما داده بودند، مراد امام حسین (ع) فرزند رسول اكرم (ص) بوده است. سیر أعلام النبلاء، ج3، ص291 تاریخ طبری، ج4، ص296 معجم كبیر طبرانی، ج3، ص111 تاریخ دمشق إبن عساكر، ج14، ص200 تهذیب الكمال مزی، ج6، ص410 تهذیب التهذیب إبن حجر، ج3، ص301 .


نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن 1390 توسط مسعود غفور``
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin