تبلیغات
شفقت صبح - چرا برخی به بیراهه رفتند؟

شفقت صبح
ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای،دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز،از این منجلاب بیرون کش

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

را بخشی از جامعه نخبگی كشور در سال 88 در فهم مسائل داخلی و خارجی از مردم عقب ماندند و به بیراهه رفتند؟ درك این مسئله برای پیش‌بینی حوادث آینده و نیز شناخت صحیح تحولات مربوط به گذشته مهم است. آنچه در زیر می‌آید كند و كاوی در چرایی رویكرد برخی از افراد در جامعه نخبگی كشور است.
 
1ـ اشتباه در تحلیل
برخی فكر می‌كردند موضوع اصلی حوادث ناگواری كه امنیت مردم و انقلاب را مورد تهدید قرار داده است، رقابت بین احمدی‌نژاد و موسوی است. حال آنكه نوع رخدادها و رویكردهای طرفین، خلاف آن را نشان می‌داد. اگر یك مقدار هوشمندی و بصیرت در میان این دسته از نخبگان وجود داشت به خوبی می‌فهمیدند كه دشمن بر رقابت یاد شده یك پروژه سنگین برای براندازی اصل نظام سوار كرده است. شماری از نخبگان نمی‌خواستند خود را از اشتباه در این تحلیل رها كنند و هنوز هم رها نكرده‌اند. آنها با نادیده گرفتن واقعیت‌های انكار ناپذیر هنوز هم به بیراهه رفتن خود اصرار دارند. مردم در 9 دی 88 با فریادهای آگاهی‌بخش خود سعی كردند آنها را از خواب بیدار كنند. اما دیر شده بود چون كسی كه خود را به خواب می‌زند هرگز نمی‌شود بیدار كرد. اما بخشی از آنها كه خواب بودند با این فریادها از خواب بیدار شدند و به مردم پیوستند.
 
2ـ غفلت از انقلاب مخملی
شماری از نخبگان موضوع اخلال و دخالت خارجی در رقابت‌ها را تحت پوشش انقلاب مخملی «توهم توطئه» معنا كردند. آنها معتقد بودند عامل بیرونی در ناآرامی‌ها وجود ندارد و هرچه هست استعداد طرفین به نسبت تشدید رقابت‌ها موجد بحران شده است. این جماعت برنامه بی‌بی‌سی و رادیو آمریكا و منافقین و ضد انقلاب در خارج و شبكه جهنمی رسانه‌ای غرب را در خط‌دهی و آتش بیاری معركه نادیده می‌گیرند. حتی دستگیری شماری از اعضای سفارتخانه‌ها در اردو‌كشی خیابانی را منكر هستند. همین انكار آنها را به بیراهه برد و اصرار دارند این بیراهگی را ادامه دهند.
 
3ـ مسمومیت در تغذیه فكر سیاسی
همین دسته از نخبگان از مسیری مشكوك مورد تغذیه اطلاعاتی و ارتباطی دشمن قرار می‌گرفتند به طوری كه همگی تحلیل یكسان از رخدادها داشتند. این تغذیه منطبق بر طراحی پیام در اردوگاه رسانه‌ای دشمن بود. اینها بی آنكه خود بدانند درست همان عملی را انجام می‌دادند كه دشمن می‌خواست. دشمن هم طوری پیامهای خود را به آنان منتقل می‌كرد كه فكر كنند كه خود به طور طبیعی به این تحلیل رسیده‌اند.
 
آنها مسیر رسیدن به اخبار و تحلیل‌ها را كنترل نمی‌كردند حال آنكه این مسیرها مسموم بود و برخی از طریق فرزندان، دوستان و آشنایان مطمئن به این اخبار و تحلیل‌ها دسترسی پیدا می‌كردند.
 
اخیراً اخباری به دست آمده، كه نشان می‌دهد آنها نسبت به اخبار و تحلیل‌هایی كه در معرض آن قرار می‌گرفتند، تردید كرده‌اند به طوری كه این اخبار و تحلیل‌ها فهمی را تولید می‌كرد كه به طور طبیعی در برابر نظام و مردم و انقلاب بایستند.
 
آنها اخیراً فهمیده‌اند حجم تهدیدات علیه انقلاب و نظام و اهانت به مقدسات كه نتیجه طبیعی غفلت آنها از جنگ نرم دشمن و نیز اشتباه تحلیل آنها بوده چیزی نیست كه بشود ماستمالی كرد و مردم به راحتی از آن بگذرند لذا به فكر مختومه‌ كردن پرونده انتخابات سال 88 برآمدند.
 
پیشنهاد حجت‌‌الاسلام و المسلمین خوئینی‌ها دبیر كل مجمع روحانیون مبارز مبنی بر كوتاه آمدن حاكمیت و مردم از یك سو و معترضان به نتایج انتخابات از سوی دیگر ناشی از چنین فهمی است.
 
این پیشنهاد به 3 دلیل نه معقول است و نه عملی:
الف) مردم در آشوبهای سال 88 خسارات زیادی دیدند كه هنوز جبران نشده است. انقلاب و نظام مورد تهدیدات امنیتی دشمن قرار گرفت و اقتدار ملی زیر سئوال رفت. به امام و رهبری نظام توهین شد به مقدسات مردم و شعائر الهی در روز عاشورا اهانت شد. حاكمیت نمی‌تواند به نمایندگی از مردم، نظام، امام و... از این موضوع عبور كند و همه این فجایع را نادیده بگیرد.
 
ب) آقای خوئینی‌ها هم نماینده جریان معترض نیست. كسی برای او در اردوگاه دشمن تره خرد نمی‌كند. ارزش او و دوستانش در این اردوگاه فقط به اندازه‌ای است كه در خط نفاق، الحاد و كفر در جهت براندازی گام بر دارند. اگر ذره‌ای از این خط عدول كند، او و دوستانش را بیرحمانه بایكوت می‌كنند.
 
ج) اگر در ناآرامیهای سال 88 به معترضین هم ظلم شده باشد به چه دلیل باید از آن گذشت. اگر ذره‌ای به كسی ظلم شده باید رسیدگی كرد كما اینكه مقام معظم رهبری در جریان كهریزك به طور جدی پای آن ایستاد و خطا كاران را مجازات كرد.
 
سئوال این است كه با پیشنهاد آقای موسوی خوئینی‌ها چه باید كرد؟
 
پاسخ این است كه اصلاح‌طلبان با عبور از خطوط قرمز نظام تمام پلها را پشت سر خود خراب كرده‌اند. باید بر گردند و این پلها را دوباره احیاء كنند.
 
اصلاح‌طلبان سه بار از این مرحله عبور كردند؛
 
1ـ بار اول در پدیداری فتنه 18 تیر سال 78
2ـ بار دوم در جریان تحصن در مجلس ششم
3ـ بار سوم با خلق فتنه 88 و عبور از همه خطوط قرمز نظام و اعلام جنگ با مردم و انقلاب
اكنون اصلاح‌طلبان درست در خیمه دشمن علیه مردم عمل می‌كنند. اخبار فعالیتها و بی‌مهری‌های آنان به مردم را هر روز در رسانه‌های دشمن می‌خوانیم.
 
اگر روزی رسد كه این كمك‌رسانی به دشمن در عرصه رسانه خاتمه یابد و دشمن شروع كند به بدگویی از اصلاح‌طلبان، آن روز را روز بازگشت آنان به اردوگاه مردم و انقلاب می‌شود تلقی كرد.
 
اما تا وقتی كه اصلاح‌طلبان بر طبل بی‌مهری با مردم و نظام می‌كوبند پاسخ‌ همان است كه مردم در 9 دی به آنان دادند. مردم به كسی كه از خطوط قرمز نظام عبور كند و خود را تسلیم دشمن كند امان نمی‌ده

نوشته شده در شنبه 3 دی 1390 توسط مسعود غفور``
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin