تبلیغات
شفقت صبح - الزایمر

شفقت صبح
ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای،دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز،از این منجلاب بیرون کش

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

 

در فیلم الزایمر "اسیه صادقی"همسر "امیر قاسم رحیمی"باور ندنرد که همسرش در تصادف رانندگی کشته شده ومعتقد است که سرانجام روزی به خانه باز میگردد . 20سال از ماجرای ناپدید شدن امیر  قاسم گذشته واسیه همچنان منتظر بازگشت اوست .محمود برادر "نعیم رحیمی"، برادر امیر قاسم ، مشغول کار است بسیار تلاش میکند که تا اسیه به ازدواج اقای نعیم رضایت دهد . اوحتی اسیه را به اسشایشگاه بیماران روانی می فرستد تا شاید از این طریق،او مجبور شود پیشنهد ازدواج اقا رحیم را بپذیرد .

دو مرد در یکی از میدان های شهر، مردی را به همراه اگهی گم شدن امیر قاسم که همسرش در روز نامه چاپ کرده ، پیاده میکنند وبه او میگویند که وی امیر قاسم وصاحب عکس مورد نظر است وبه زودی همسرش برای بردن او به میدان خواهد امد. پلیس فرد مذکور را که دچار فراموشی شده وبا انجام شعبده بازی مردم را سردر گم میکند دستگیر میکند وبرای تشخیص هویت به پاسگاه میبرد .پلیس از اقا نعیم و اسیه در خواست میکند که برای شناسایی به پاسگاه بیایند .اقانعیم که خود حاضر به رفتن به پاسگاه نمیشود محمود را میفرستد که او امیر قاسم را شیاد معرفی میکند ولی اسیه فرد مذکور را همان امیر قاسم میداند .نگرانی های محمود ونعیم که سعی میکنند فرد مذکور را دروغگو وشیاد جلوه دهند واصرار اسیه از سوی دیگر پلیس را بر ان میدارد ازمایش های ژنیتیکی انجام دهند .تااینکه پس از اتفاقاتی که میافتد وبنا بر قول اسیه به محمود ونعیم فرد مذکور ازاد میشود واسیه از شهر خارج میشود وبه اسایشگاه روانی باز میگردد.

فیلم ازایمر ساخته احمد رضا معتمدی یکی از ویژه ترین اثار اکران شده در فصل پاییز است .شخصیت های داستان نماد ونشانه هایی از وضع خاص امروز جامعه است . اما بنظر میرسد در پس این بظاهر نمادها ونشانه ها  موضوع مهمتری مطرح است که کارگردان سعی کرده ان را به مخاطب خودش انتقال دهد یعنی ایمان . اسیه بعد از گذشت 20سال از فقدان همسرش هنوز به زنده بودن او ایمان دارد این در حالی است که برادر همسرش وبرادر خودش مرگ او را پذیرفته اند . گذر زمان نتوانسته ایمان اسیه را از زنده بودن همسرش کم رنگ کند و به همین دلیل او را دیوانه پنداشته اند وبه اسایشگاه بیماری وروانی فرستاده اند .کارگردان اگرچه در گفتگو با نشریات سعی کرده ان را در جهت تقدیس ایمان عنوان کند اما 1:ایستادن ایمان اسیه فراتر از علم است . در بخشی از این فیلم وقتی ازمایش ها نشان میدهد که مرد مورد نظرامیر قاسم نیست او خطاب به پلیس میگوید:ازمایش های علمی برای انانی است که ایمان ندارند یاوقتی مرد زندانی شهادت میدهد که امیر قاسم فلابی رابا نقشه قبلی از زندان به اینجا اورده است اسیه انکار میکند واز برادر شوهر خود میخواهد با دادن رضایت موجبات ازادی او را فراهم کنند پرسشی که مطرح میشود که در کجای دین امده است که ایمان در مقابل علم و شواهد قرار میگردد. امروزه در تمامی موضوعات واحکام دینی با حقایق علمی به اثبات رسد نه اینکه اگر در موردی تطبیقی صورت نگرفت ان موضوع فاقد ارزش باشد اما یافتن ادله علمی وشواهد برای کسانیکه هنوز پای ایمانشان لنگ است بسیار مفید وگاه ضروری به نظر میرسد.حال در چنین شرایطی برپا کردن یک چنگ تمام عیار در مقابل تمامی ادله عقلی چه فایده ای خواهد داشت ؟امروزه در الهیات مسیحی و بسیاری از نحله هایی که خود را عرفانی می نامند و در صدد باورهای دینی مردم گام بر میدارند تعارض میان عقل وایمان به شدت مورد توجه فرار گرفته تا انجا که به ادعای انان را حصول ایمان کنار گذاشتن عقل وتفکر است اگرچه میان تعاض ایمان با علم وایمان با عقل تفاوت است اما در اسلام تعارض عقل وایمان نداریم ؛اما ایا کارگردان در این فیلم توانسته میان عقل وعلم تفکیک ایجاد کند و سپس به تحصیل ایمان بپردازد ؟در کنار این ضعف اشکار فیلم که نتیجه ان در ذهن مخاطب ، فاصله گذاری بین عقل وایمان است ؛نمایش شعبده بازی امیر قاسم ودر انتها ؛اسیه برای جذب مردم قابل تامل است . با فرض اینکه کارگردان توانسته اهمیت مراتب ایمان را به مخاطب یاد اور شود ؛شعبده بازی که پایه ی ان بر فریب وسرعت عمل واستفاده از خطای چشم است چه ارتباطی میان ایمان وانقال ان به مخاطب دارد ؟دو گانگی ذهن کارگردان در ایجاد یک ارتباط منطقی میان ایمان که اوج صداقت وپاکی است با شعبده بازی که منتهای حیله وخدعه است ،در فیلم کاملا مشهود است                                                                                                                                                                                                                                                            



نوشته شده در جمعه 25 آذر 1390 توسط مسعود غفور``
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin