تبلیغات
شفقت صبح

شفقت صبح
ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ی ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای،دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز،از این منجلاب بیرون کش

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

بسم الله الرحمن الرحیم ...

 


با چه چیزی از رمضان استقبال کنیم؟ و با چه وسایلی آمادگی بگیرییم؟ آیا با خریدن انواع و اقسام نوشیدنیها و خوراک ها؟ و یا با دست از کار کشیدن و خوابیدن؟

سوال: روشهای درست و سالم برای استقبال این ماه بزرگ و پربرکت چیست؟

شایسته است که مسلمان در موسم عبادات افراط نورزد، و از جمله  اولین باشد و در این امر رغبت نمایند چنانکه الله متعال می فرماید:"وفی ذلک فلیتنافس المتنافسون" الآیة [المطففین: 26].  ( و در آن رغبت نمایند رغبت کنندگان)  و حبیب الله مصطفی -صلی الله علیه و اله و سلم-  فرموده است: در تمام زندگانی کارهای نیک انجام دهیدقال الحبیب المصطفى صلى الله علیه وسلم افعلوا الخیر دهرکم ، و تعرضوا لنفحات رحمة الله ، فإن لله نفحات من رحمته یصیب بها من یشاء من عباده و سلوا الله أن یستر عوراتکم و أن یؤمن روعاتکم قال الألبانی فی " السلسلة الصحیحة " 4 / 511 :

رمضان را با شیوه های مانند آنچه در زیر آمده استقبال نماییم:

اولا: دعا: برای اینکه الله متعال تو را تا این ماه فرصت داده زنده بمانی، رسول الله -صلی الله علیه و آله و سلم- فرموده است: دعاء عبادت است .( ابو داود)

گذشتگان نیک امت از الله متعال می خواستند که رمضان را به آنان برساند و سپس دعا می کردند که رمضان را از آنان قبول نماید .

هنگامی که رمضان را دریافتی دعا کن همانگونه که رسول الله -صلی الله علیه و آله و سلم-  هلال ماه را می دید دعا می کرد: اللهم أهله علینابالیمن و الإیمان و السلامة و الإسلام ربی و ربک الله (صحیح الجامع)

 

دوما: سپسگزاری و تشکر برای رسیدن آن، نووی در کتاب الاذکارمی گوید: بدان که مستحب است برای کسی که  نعمتی ظاهری مجددا به وی می رسد و یا اینکه گرفتاری ظاهری از وی دفع می گردد که سجده شکر نماید و یا آنچنان که شایسته الله است وی را ستایش کند» . چه بسیار افرادی بودند که در سال گذشته در کنارت نماز خوانده و قیام می نمودند و الان در دل خاک جای خوش کرده اند و انتظار دعایی نیک دارند که اگر به وی گفته می شد آرزو کن! می گفت: لحظه ای از رمضان را دریابم، خودت را به جای او تصور کن !

سوما: خوشحالی و شادی: از رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- ثابت است که اصحابش را با آمدن رمضان بشارت می داد و می فرمود: ماه رمضان پیشتان آمده است، ماه رمضان ماه مبارکی است که الله تعالی روزه اش را بر شما فرض نموده است، در این ماه درهای بهشت باز و دروازه های جهنم بسته خواهند شد ... الی آخره» .( اخرجه احمد) و سلف نیک ما از صحابه و تابعین انان تا روز قیامت به این ماه اهمیت می دادند، و با آمدنش خوشحال می شدند، چه خوشحالی ای بالاتر از نزدیکی رمضان موسم نیکی و خیرات و نزول رحمات .

 فرض کن مهمانی بزرگوار است که یک سال است  آن را ندیده ای و الآن پیشت آمده است! برای او چه خواهی نمود؟ رمضان همان مهمان عزیز است خوش آمدگوییش را با اعمال صالح نما .

چهارما: عهد راست و استوار بستن بر غنیمت شمردن آن و پر نمودن اوقات آن با اعمال نیک، هرکس در عهدش با الله راست باشد الله متعال وی را بر عهدش استوار نموده و عملش را آسان خواهد نمود چنانکه می فرماید:

"فلو صدقوا الله لکان خیرا لهم" [محمد: 21].

پنجم: آگاهی و فقه احکام رمضان: بر شخص مومن واجب است که الله را با آگاهی عبادت نماید، جهل نسبت به فرائضی که الله متعال بر بندگانش واجب نموده  عذر نیست ؛ از جمله این فرائض روزه رمضان است که بر هر مسلمان لازم است مسائل و احکامش را قبل از آمدنش بداند تا که روزه اش درست و مورد قبول واقع شود.

ششم: لازم است که به استقبالش برویم با عزم راسخ بر ترک گناهان و توبه از تمامی گناهان، و دست برداشتن از آنان و عدم برگشت دوباره به آنان، چون رمضان ماه توبه و طلب بخشش است، اگر در این ماه طلب بخشش گناهان نکنیم پس چه هنگام توبه خواهیم نمود ؟ الله متعالی می فرماید: "وتوبوا إلى الله جمیعا أیها المؤمنون لعلکم تفلحون" [النور: 31]

هفتم: آمادگی خوب برای دعوت به سوی الله متعال:

آماده نمودن کلمات و جملات مناسب برای اینکه در مسجد محله اداء نماییم، با آگاهی و بصیرت به سوی الله فراخوانیم تا از کسانی نباشیم که جهالت را به عنوان راه خویش انتخاب کرده اند .

هشتم: رمضان را با گشودن صفحه ای جدید و سفید و درخشان با توبه ای صادق در زندگی مان استقبال کنیم چنانکه الله متعال می فرماید: [ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التوابین وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ ] و نیز در جایی دیگر می فرماید::یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ و نیز می فرماید:إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ فَأُولَئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا النساء 17

و می فرماید: وَاللَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِیلُوا مَیْلًاعَظِیمًا

و رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- می فرماید: من در روز هفتاد بار توبه می کنم .

 و نیز رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- می فرماید: هرکس بگوید: أستغفر الله ... الذی لا إله إلا هو الحی القیوم و أتوب إلیه سه بار گناهانش بخشیده می شود هرچند از میدان نبرد فرار کرده باشد .

-       - صفحه ای درخشان با پیروی از رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم و دوری نمودن از آنچه که نهی نموده است .

-         گشودن صفحه ای روشت بوسیله والدین و خویشان و نزدیکان با نیکی و رابطه خویشاوندی .

-         باز نمودن صفحه ای درخشان با جامعه ای که در آن زندگی می کنی تا که بنده ای نیک و نفع رسان باشی چنانکه رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- می فرماید: بهترین مردم کسی است که برای مردم سودمندترین باشد . (صحیح الجامع)

نهم: روزه را خالصانه برای الله گرفتن:

الله تعالی می فرماید: فَمَنْ کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا (110)الکهف  و اخلاص روح طاعت است و کلید قبولی اعمال صالح است و سبب می گردد که از جانب پروردگار جهانیان مورد کمک قرار بگیرد و به اندازه نیت و اخلاص و راستی با الله و در اراده خیر کمک و مدد پروردگار شامل بنده مومن می شود . ابن قم می گوید: به اندازه نیت بنده و همت و مراد و رغبتش در آن کمک و توفیق الله متعال شاملش می شود .

دهم: با قلبی سالم با مسلمانان بودن: مبادا که بین تو و شخص مسلمانی ناراحتی و کینه باشد چنانکه رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- می فرماید:  در شب نیمه شعبان الله متعال تمامی مخلوقاتش را می بخشد مگر شخص مسلمان و کینه توز. ( صحیح الترغیب و الترهیب)

یازدهم: اهمیت دادن به امر واجب مانند نماز همراه با جماعت  و دیگر امور تا که کوچکترین پاداشی در رمضان از دستت نرود، و خودت را از گناهان باز دار تا که خار مسیر راهت نگردند .

دوازدهم: نماز شب خواندن و دعا نمودن و همچنین اوراد روزانه را خواندن تا که در نیمه های راه دچار سستی نشود، علاوه بر این وقت خاصی را برای قرائت قرآن تخصیص دادن در رمضان و غیر آن از ابن عباس –رضی الله عنهما- روایت است که: رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- بخشنده ترین مردم بود و در رمضان  هنگامیکه جبرئیل را ملاقت می نمود و با او قرآن می خوانداز همیشه بیشتر بخشنده تر بود . و رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- برای کار خیر از باد وزنده هم بخشنده تر بود .

سیزدهم: محسبه خویش بر کوتاهی در تحقق بخشیدن شهادتین و یا کوتاهی در واجبات و کوتاهی در عدم ترک آنچه که سبب واقع شدن در شهوات و شبهات می گرددتا که بنده رفتار و سلوکش در رمضان بر درات عالی از ایمان باشد، زیرا ایمان کم و زیاد می شود، با عبادات افزایش و با ارتکاب گناه کم می شود، اضافه می شود تا که مااند کوه می گردد و کاهش می یابد تا که از آن چیزی باقی نمی ماند چنانکه ابن عیینه می گوید .

چهاردهم: قلب پاک و سالم از شرک و کفر و بدعات و دوستی صاحبانش داشته باشی چنانکه الله متعال می فرماید: یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (88) إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (89)الشعراء و می فرماید:وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرَاهِیمَ (83) إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ .

 و اخیرا: دادن افطاری روزه داران و آمادهگیری برای روزه خویش، رسول الله –صلی الله علیه و آله و سلم- فرموده است: هرکس که روزه داری را افطار دهد و یا  جنجگویی را مجهز نماید برایش اجری همانند اوست (صحیح الجامع)

فقراء و مساکین را از یاد مبر که از بهترین اعمال نزد الله متعال داخل نمودن شادی و خوشحالی در قلب مسلمان است و بدون شک شادی ای که با دادن یک وعده غذا در رمضان که مسکین حاصل نماید از دوستدارترین اعمال نزد الله متعال است .





نوشته شده در چهارشنبه 28 تیر 1391 توسط مسعود غفور``
سیاست و اخلاق، دو مفهومی هستند که در طول تاریخ محل مباحثه و مورد مطالعه اندیشمندان دانش سیاسی و به ویژه فلاسفه سیاسی بوده است. در مورد چگونگی ارتباط این دو مفهوم، و امکان ابتنای اخلاق سیاسی و یا وجود سیاست اخلاقی سخن­ها رانده­اند، اما همه نظریه­پردازان اذعان دارند که اخلاق دو سپهر معرفتی دارد: اخلاق نظری و اخلاق عملی و فلاسفه سیاسی، جدا از اختلافات بر سر چیستی اخلاق نظری، تأکید می­کنند که تعارض اخلاق و سیاست در اخلاق عملی هویدا و برجسته می­گردد.

سیاست­ورزی در ایران معاصر به دلایلی از جمله بالا بودن علاقه و آگاهی سیاسی مردم و اشتیاق و اعتنای آنها به ورود به مسائل سیاسی حقیقتاً کار دشواری است. این ویژگی تاریخی متمایز مردم ایران، جدا از استفاده بومی از ظرفیت­ها و ابزار دموکراتیک مرسوم غربی که هنوز در ایران تجسم عینی و عملی پیدا نکرده است، سبب شده مردم در مورد رویدادهای سیاسی خرد و کلان جامعه حساسیت داشته باشند و به اتفاقاتی که در متن و حواشی قدرت و حاکمیت رخ می­دهد، واکنش نشان دهند.

رویداد 14 خرداد، حضور پرشکوه مردم در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) که به رغم تأکید و تصریح علاقه­مندان نظام، حواشی مهم­تر از متن و اصلش، تیتر خبرگزاری­ها و پایگاه­های خبری داخلی و خارجی و سوژه گفتگوهای درون اجتماع گردید، اندک اندک حواشی دامنه­دار بیشتری پیدا می­کند. این حواشی بیش از هر چیز یک سؤال اساسی را در ذهن دغدغه­مندان یادآور می­شود: ارتباط اخلاق و سیاست در ایران سیاست­زده امروز چیست؟ آیا به واقع می­توان در فضای امروز سیاست­ورزی خردمندانه داشت؟ آیا سیاست ورزی الزاماً باید به قربانی کردن اخلاق بینجامد؟ آیا غرض­ورزی جای خود را به سیاست­ورزی نداده است؟ آیا از سیاست امروز، تعالی و تربیت منبعث می­شود؟

علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس، پس از ناتمام ماندن سخنرانی سید حسن خمینی در مراسم 14 خرداد، یادداشتی برای پایگاه خبری تابناک نوشت و این اتفاق را حادثه تلخ و مخالف آرمان­های انقلاب اسلامی و از پیش طراحی شده دانست و نقش رئیس جمهور را در پدید آمدن این حادثه، اساسی خواند. وی همچنان بر مواضع قبلی خود در انتقاد از عملکرد انتخاباتی رئیس جمهور تأکید کرد و او را در ردیف موسوی و کروبی از عوامل فتنه سال 88 دانست. پس از انتشار این یادداشت، و انتقاد شدید چند تن از نمایندگان اصولگرای مجلس از اظهارات وی، او یادداشت دیگری در پایگاه خبری تابناک منتشر کرد و ضمن اصرار بر اختلافات فکری و سیاسی بسیار با سید حسن خمینی از ارادت و احترام خانواده شهید مطهری به مقام معظم رهبری گفت و به افراد و سایت­هایی که از او انتقاد کرده بودند، واکنش نشان داد. این اتفاقات، همه سبب شد تا برخی اولاً در اصولگرا بودن او تردید کنند و ثانیاً مطهری بودن او را به او تذکر دهند. این نخستین باری نیست که علی مطهری را بیرون رفته و منحرف شده از مسیر و فکر پدرش مرتضی مطهری، تئوریسین انقلاب اسلامی می­خوانند. اگرچه او و برادرش این تلقی را اتهام می­دانند. اما با همه این اوصاف، باید تصریح کرد مشکل اصلی علی مطهری، پدر اوست. علی مطهری، زیر سایه پرهیبت متفکری فهیم و دانشمندی حکیم رشد کرده و بالیده و تنفس می­کند. او بیش و پیش از آنکه علی مطهری باشد، فرزند مطهری است و این پدیده دو نتیجه به بار داشته است: اولاً دیگران اعم از مردم، همفکران، هم­حزبی­ها و رسانه­ها انتظار و توقع رفتاری هم­شأن و متناسب با خود شخص مرتضی مطهری از او دارند و نه شخصیت مرتضی مطهری و ثانیاً او در جستجوی شخصیتی مستقل و به دنبال برجسته کردن تمایزات خود با مرتضی مطهری باشد؛ تمایزات شخصی نه شخصیتی. از این رو، خلاف آنچه برخی می­گویند علی مطهری، قدرت­طلب و شهرت­پرست نیست که استقلال ­طلب است، و این استقلال­طلبی و «خود»خواهی او- نه خودخواهی به معنای مذموم- چندان ضرورتی ندارد.

مشکل اصلی علی مطهری، پدر اوست!

اگر مرتضی مطهری آن قدر بزرگ و پرهیبت نبود، کوچک بودن علی مطهری این اندازه در چشم نمی­آمد.

کوچک بودنی که شاید خود مستقلاً محقرانه نباشد.

از این روست که او اگر حرفی می­زند، توجه بیشتری جلب می­کند و البته که واکنش جدی­تری در پی دارد.

علی مطهری، هر چه باشد، سیاستمدار خوبی نیست؛ مهره­چینی نمی­داند، تدبیر و طراحی ندارد.

منتقد است، اما بی­غرض نیست.

دلسوز است، اما بصیر نیست.

شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی علیه­السلام، بصیرت را دو بخشی می­داند:

بصیرت در فهم و بصیرت در عمل. ممکن است علی مطهری بصیرت در فهم داشته باشد، اما قطعاً بصیرت در عمل ندارد.

ممکن است علی مطهری مسئله را درست تشخیص بدهد، اما در عمل به گونه­ای رفتار می­کند که اصل دغدغه و مسئولیت­پذیری او زیر سؤال می­رود؛ مانند انتقاد وی از رویکرد فرهنگی دولت در جلسه رأی اعتماد به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم که احمدی­نژاد را «لیبرال» خواند و همین واژه تمامی انتقادات صحیح او را تحت­الشعاع قرار داد. شیوه ناصحیح انتقاد وی از دولت، حتی اگر نگوییم غیرمنصفانه و غیرعادلانه است، اما از لحاظ روشی نادرست است. با این مشی و روش، او بی آنکه خود بخواهد راه نقد قدرت را می­بندد و این خطرناک­ترین آسیب صحبت­های اوست.

علی مطهری، اصولگراست؛ اما از 8 شاخص اصولگرایی تبیین شده از سوی مقام معظم رهبری که عبارتند از ایمان و هویت اسلامى و انقلابى و پایبندى به آن، عدالت، حفظ استقلال سیاسى، تقویت خودباورى و اعتماد به نفس ملى، جهاد علمى، تثبیت و تأمین آزادى و آزاداندیشى، اصلاح و تصحیح روش­ها و شكوفایى اقتصادى و رسیدگى به زندگى مردم؛ در شاخص­های عدالت، تثبیت و تأمین آزادى و آزاداندیشى، اصلاح و تصحیح روش­ها، نمره خوبی نمی­گیرد.

اگرچه روی کار آمدن احمدی­نژاد، اصولگرایی را نه تأسیس که احیاء و امضاء کرد، اما نباید فراموش کرد که در اصولگرایی، نمره احمدی­نژاد هم ملاک نیست.

نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 توسط مسعود غفور``
چند قرن است در دنیا بین دو گروه اختلاف وجود دارد. گروه اول می گویند ما باید سیاستمان رااز دین بگیریم . این گروه کسانی هستند که فرمانروای مطلق را خدا می دانند و می گویند اوست که خوب و بد ما را می داند و اعمال سیاسی باید در ذیل فرمان الهی باشد.اما گروه دوم کسانی هستند که معتقد به جدایی دین از سیاست هستند. آنها می گویند خدا به ما عقل داده تا از آن در امور اجتماعی و سیاسی خود استفاده کنیم و احکام الهی فقط منحصر در اعمال فردی و شخصی است و ربطی به امور کشور ندارد و نباید دین را داخل در آن کرد.

فرقه ی بهائیت به جدایی دین از سیاست تمسک جسته و آنرا قبول دارد و رهبران آن در این امور سخنان زیادی گفته اند.

از جمله ی این رهبران عباس افندی است که درباره ی این موضوع نظراتی دارد که لازم است آنرا مطالعه کنید؛

1-بین قوای دینیه و سیاسیه تفکیک لازم است.
2-بهائیان به امور سیاسی تعلقی ندارند.
3-به نصوص قاطعه الهیه ،در امور سیاسی ابدا مدخلی نداریم.
4-نفسی از بهائیان اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند،اول بهتر است که نسبت خود را از این امر (بهائیت)قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد.
5-از منظر وی میزان بهائی بودن و نبودن اینست که هر کس در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی بزند یا حرکتی نماید،همین برهان کافی است که بهائی نیست.

شوقی افندی هم در این مورد نظری دارد؛

معاذ الله از مداخله در امور سیاسی باید به کلی از این شئون در کنار باشند و از هر وظیفه ای که منجر به مداخلی در امر سیاست شود بیزار گردند.

اما وقتی به تاریخچه بهائیت نیم نگاهی می اندازیم می بینیم سخنان آنها با اعمالشان زمین تاآسمان فرق می کند.

امیر کبیر صدر اعظم ایران و جزء رجال سیاسی بود که اگر بخواهی بدنبال علت و ریشه کشته شدن او بگردی ته نخ به بهائیان می رسد.

ناصرالدین شاه ،شاه ایران بود اول مرد سیاسی ایران در آن زمان که ترور شد.در تاریخ آمده کسی که نقشه ترور ناصرالدین شاه را کشید حسینعلی نوری پیامبر بهائیان بود. حال خود حسینعلی نوری می گوید؛این حزب (بهائیت)در مملکت هر دولتی ساکن شوند باید به امانت و صدق و صفا با آن دولت رفتار نماید.

آنها تا توانستند برای ضعیف کردن دولت ایران تلاش کردند و برای این کارشان نفوذی های زیادی در دولت ایران زمان پهلوی داشتند از جمله آنها می توان هژبر یزدانی،حبیب ثابت،عبدالکریم ایادی،عین الملک هویدا،دکترَ ذبیح الله قربانی را نام برد که همه آنها بهایی بودند و به حرف پیامبرشان که آنها را از نقش در مسائل سیاسی نهی کرده بود عمل نکردند.

بهائیان در انقراض دولت عثمانی و قاجاریه نقش بسزایی داشتند ؛در حالی که در دینشان مخالفت با دولتها به شدت نهی شده است.

بهائیان امروزه با تمام کشورها در صلح و دوستی هستند الا ایران که برای از بین بردن دولت آن تمام نیروی خود را بکار گرفته اند؛از شبکه ی ماهواره ای بی بی سی فارسی گرفته تا ایجاد فتنه و انجام عملیات بر ضد ایران در درگیری های انتخابات ریاست جمهوری سال 88.

با نیم نگاهی به این قضایا و اندکی تدبر متوجه می شویم که بهائیان در حرف و عمل یکی نبوده اند و این شعارها و احکام را صادر کرده اند تا به دو هدف برسند؛

1-اینکه تحت فشار دولتها نباشند تابراحتی بتوانند به تبلیغ و نشر فرقه ی خود برسند.دولتها عرصه را بر گروهها و حزبهایی که مخالف آنها بودند تنگ نگه می داشتند و آن حزب هایی که موافق بودن و یا لااقل کاری با دولت نداشتند اجازه ی فعالیت داشتند و این سیاست دولتهاست برای سر پا نگه داشتن حکومت خود.

2-با نشر این عقیده که دین از سیاست جداست مبارزه خود را با علماء شیعه شروع کرده بودند. علماءشیعه همواره با دخالت در امور سیاسی پاسدار حریم اسلام و میهن اسلامی بودند.این عمل علماء همیشه باعث در تنگنا گذاشتن پادشاه و مخالفت مردم با آنها بود.به همین خاطر بهائیان با شیوع شعار جدایی دین از سیاست می خواستند دست علماء را از سیاست برچینند و پادشاهان را برعلیه علماء بشورانند که با اینکار انتقام خود را از علماء بگیرند.

با وجود تناقض بین حکم جدایی دین از سیاست و عمل رهبران بهائی یکسری سؤالات برای هر کس پیش می آید؛

1-حال بهائیان در مورد حکم دین و سیاست به حرف پیامبرشان عمل کنند یا به اعمال آن؟


2-آیا جدایی دین از سیاست سیره ی پیامبران است؟


3-آیا پیامبری از پیامبران الهی وجود داشته که حرفش با عملش یکی نباشد؟


4-آیا وقت آن نرسیده که به دروغ بودن پیامبری حسینعلی نوری و باطل بودن دین او شک کنیم؟

نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت 1391 توسط مسعود غفور``
نهضت پیامبر(ص) که اولین پیام آن مساوات و برابری انسان ها است، سه روز بعد از رحلت پیامبر(ص) در سقیفه با احتجاجات هواداران ابوبکر که مبتنی بر سنت های قبیله ای در جاهلیت بود، به انحراف کشیده شد. این اولین و بزرگ ترین انحراف و شکافی بود که بین مسلمانان به وجود آمد. این شکاف رفته رفته، به حدی گسترش پیدا کرد که در سال 61 هجری، امام حسین (ع)برای احیا و اصلاح دین جدش( پیامبر(ص)) شهادت را برگزید. واقع کربلا، بیانگر عمق فاجعه ای بود که ریشه های آن را باید در سقیفه جستجو کرد؛ زیرا بدعت ها و اجتهاد به رأی خلفای ثلاث، زمینه به قدرت رسیدن افرادی چون: معاویه و یزید را فراهم کرد.
بنابراین رخداد سقیفه، تنها غصب حق شخصی امام علی(ع) نبود و تلاش های حضرت، برای بازگرداندن امر خلافت به جایگاه اصلی اش و جلوگیری از انحراف در نظام حکومتی اسلام بود.
چرا چنین فاجعه غم انگیزی رخ داد؟ مگر پیامبر(ص) به طور اعم در طول ابلاغ رسالت خویش و به طور اخص در غدیرخم، علی(ع) را به عنوان جانشین پس از خود معرفی نکرده بود؟ چرا جامعه آن روز بر غاصبان خلافت نشورید؟ آیا آن گونه که برخی علمای عامه استدلال می کنند، «سقیفه» برخاسته از نیاز جامعه آن روز بود؟ آیا مصلحت اجتماعی و عاقبت اندیشی دینی، خلفای ثلاث را وادار به کنار زدن علی(ع) از مسند خلافت کرد یا جاه طلبی، آنها را به این کار واداشت؟ اولین گروهی که در سقیفه جمع شدند، چه کسانی بودند و چرا...؟
در این مقاله سعی شده در حد توان به این سؤالات پاسخ داده شود.

علت نام گذاری
 

در عربستان برای گریز از گرمای زیاد، اکثر خانه ها و مغازه ها و مساجد، دارای سایبانی از حصیر یا گلیم هایی از پشم بز بود و در مواقع بیکاری، در آنجا جمع می شدند و از اخبار تازه و امور اجتماعی مهم سخن می گفتند. از جمله این سایبان ها، سایبانی بود متعلق به قبیله بنی ساعده. چون بعد از رحلت پیامبر(ص) انصار و مهاجرین برای تعیین خلیفه، در زیر این سایبان گرد آمدند، این واقعه «سقیفه بنی ساعده» نامیده شد.

چرا سقیفه رخ داد؟
 

جبرئیل در سال دهم هجری، رسول خدا (ص)را به نزدیک بودن زمان رحلتش آگاه کرد. حضرت در این سال به فرمان خداوند می باید دو فریضه را به جای آورد: یکی، انجام مناسک حج و دیگری، معرفی جانشین پس از خود.
پیامبر(ص) در ذیقعده سال دهم هجری عازم حج شد. هدف او علاوه بر تعلیم دادن احکام حج، لغو امتیازاتی بود که قریش به سبب کلیدداری و پرده داری کعبه برای خود کسب کرده بود. اشراف مکه در جاهلیت، ده قبیله بودند که پانزده منصب بین تیره های عرب تقسیم می شد(1). از جمله امتیازات، منصب قیادت، رفادت، سقایت و... بود.
یکی از امتیازات قریش بر دیگر حاجیان، این بود که از عرفات بار نمی بستند، بلکه از مزدلفه کوچ می کردند و این را برای خود فخر می شمردند. قرآن کریم این امتیاز را با نزول این آیه از بین برد(2):
«ثم افیضوا من حیث افاض الناسُ...»(3)؛
«از جایی کوچ کنید که مردم کوچ می کنند...».
از آنجا که طواف خانه خدا باید در جامه و پارچه پاک باشد، قریش می پنداشت جامه هنگامی پاک است که از آنها گرفته و کرایه شود. و اگر قریش از دادن لباس طواف به کسی ممانعت کند، او باید برهنه به طواف بپردازد.
پیامبر(ص) که خود از قریش بود، در برابر دیدگان مردم از عرفات کوچ کرد و با این شیوه اولاً شعار برابری و مساوات بین انسان ها را عملاً اجرا کرد. ثانیاً آن حضرت ثابت کرد که قریشی بودن( آنچه ابوبکر با استناد به آن به خلافت رسید)، اعتباری برای برتری جویی از دیگر قبایل نیست.
اما دومین فریضه مهمی که پیامبر(ص) برای اتمام رسالت خویش باید به انجام می رسانید، اعلام جانشینی علی (ع)بود که در جُحفه و در محلی به نام « غدیرخم» صورت گرفت و در
این باره فرمود:« من کنت مولاه فهذا علیُ مولاه».
این اقدام پیامبر(ص) در غدیرخم، چند تن از سران عرب را- که به قصد « ریاست طلبی» مسلمان شده بودند- از گرویدن به آیین او پشیمان کرد.
از همان روز عمر، ابوبکر و ابوعبیده جراح مثلثی را تشکیل دادند و سوگند یاد کردند که نگذارند این انتخاب پیامبر(ص) عملی شود. آنها از «اهل کتاب» شنیده بودند که پیامبری در مکه مبعوث خواهد شد که بر شرق و غرب عالم غالب می شود. پس با این پندار که پس از پیامبر(ص) به حکومت خواهند رسید، به رسالت آن حضرت ایمان آوردند و خود را در خدمت پیامبر(ص) قرار دادند و حال که از رسیدن به خلافت مأیوس شده بودند، تصمیم گرفتند آن حضرت را به قتل برسانند تا به قریش اظهار دارند که ما در پی فرصت برای قتل پیامبر(ص) بودیم، تا چنین حقی را نیز بر گردن قریش ثابت کنند(4).
بنابراین، وقتی رسول خدا (ص)به محل خطرناک « عقبه» رسید، شترش را رماندند تا از کوه سقوط کند. جبرئیل به پیامبر(ص) اطلاع داد و آن حضرت به یارانش دستور داد تا احدی قبل از او به عقبه نرود. منافقین این بار تصمیم گرفتند که با استفاده از تاریکی و ناهمواری راه، در پس بلندی پنهان شوند و چهره های خود را بپوشانند، تا هرگاه پیامبر(ص) نزدیک شد، دبه های پر از شن را از بلندی به زیر بغلطانند. آنها چنین کردند و شتر پیامبر(ص) خواست رم کند و او را بر زمین بزند. جبرئیل نازل شد و آن حضرت را از خطر رهانید.(5)

اقدامات پیامبر(ص)



نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 توسط مسعود غفور``
روزهای آغازین فدك از شیرین ترین صفحات تاریخ است. فتح سرزمین فدك به دنبال فتح شكوهمند خیبر و اعطای آن به فاطمه(علیها السلام)، و مروری بر كیفیت تصرف حضرت زهرا(علیها السلام) در فدك و صرف درآمد آن بر فقرا، برگهایی است كه بی اختیار لبخند رضایت را بر گونة هر شیعه ای نقش می زند.

فدك كجاست؟[1]
«فدك» سرزمینی آباد در سراشیبی خیبر با چشمه ای پر آب و منطقة وسیع كشاورزی و قلعه ای مهم بود، و نسبت به خیبر نخلستانهای بیشتری داشت. ساكنان آن عده ای از یهود بودند كه با اهل خیبر در ارتباط بودند و رئیس آنان در روز فتح آنجا «یوشع بن نون» نام داشت.
اولین كسی كه در این سرزمین سكونت یافته «فدك بن هام» است كه به نام او هم خوانده می شود. هم اكنون فدك شهری در 290 كیلومتری شمال مدینه است كه به نام «الحایط» خوانده می شود.

فتح فدك[2]
پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، خبر حیرت انگیز فتح آن قلعة پولادین به دست امیر المؤمنین (علیه السلام) وحشت و اضطراب را بر قلوب دشمنان اسلام چیره ساخت و به گونه ای خود را باختند كه عده ای از آنان قبل از اعلان جنگ از طرف حضرت، پیشقدم شدند و خود را تسلیم نمودند. یكی از این سرزمینها فدك بود كه نزدیكترین منطقه به خیبر بود و اهل آن مرتبط ترین جمعیت با اهل خیبر بودند.
یهودیان فدك با شنیدن فتح خیبر، از پیامبر(صلی الله علیه و آله) درخواست كردند آنان را آزاد كند و دربارة اموالشان تصمیم بگیرد. حضرت این پیشنهاد را قبول كرد و امیر المؤمنین (علیه السلام) را فرستاد و با ضمانت حفظ جانشان با آنان صلح كرد. در صلحنامه قرار شد هر كس از اهل فدك، اسلام را پذیرفت خمس اموال او گرفته شود و هر كس بر دین خود باقی ماند همة اموالش را بگیرند.
این دربارة جان و اموال شخصی آنان بود، و سرزمین فدك ملك شخصی پیامبر(صلی الله علیه و آله) گردید و قرار شد سالیانه در آمد فدك را كه بین هفتاد تا صد و بیست هزار سكة طلا بود برای آن حضرت ارسال نمایند.
این قرارداد بین پیامبر(صلی الله علیه و آله) و یهود فدك به امضاء رسید و به دست آنان داده شد تا برای همیشة تاریخ بدان عمل شود.

فدك، ملك شخصی پیامبر(صلی الله علیه و آله)

ملك شخصی پیامبر(صلی الله علیه و آله) شدن فدك براساس حكم صریح قرآن بود، زیرا این سرزمین بدون لشكركشی مسلمانان و بدون كوچكترین دخالت آنان فتح شد. خداوند در قرآن در اول سورة حشر می فرماید:
و ما أفاء الله علی رسوله منهم، فما أوجفتم علیه من خیل و لا ركاب، و لكنّ الله یسلّط رسله علی من یشاء و الله علی كلّ شیئ قدیر. ما أفاء الله علی رسوله من اهل القری فللّه و للرّسول و لذی القربی ...
آنچه خداوند از كافران به رسولش باز گردانید، شما هیچ اسب و شتری برای فتح آن نتاخته اید و لكن خداوند رسولان خود را بر هر كه بخواهد مسلط می كند و خدا بر هر چیزی قادر است. آنچه خداوند از اهل شهرها و روستاها باز گردانید مخصوص خدا و رسول و خویشاوندان است...
طبق این آیة صریح قرآن، سرزمینهایی كه بدون لشكر كشی مسلمانان فتح شود ـ حتی اگر اهل آنجا خودشان به عنوان تسلیم نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) بیایند ـ‌این مناطق و غنائم و اسرای آن ملك خاص حضرت است و مسلمانان هیچ حقی در آن نخواهد داشت، و حضرت به عنوان اموال شخصی خود هر تصمیمی بخواهد می تواند دربارة آنها بگیرد.
لذا سرزمین فدك به صورت یك پارچه از آن پیامبر(صلی الله علیه و آله) شد كه می بایست مردم فدك در آن كار می كردند و در آمد آن را به حضرت تسلیم می نمودند و فقط اجرت دریافت می كردند.
اكنون نوبت آن بود كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) تصمیمات لازم را دربارة فدك بگیرد و نماینده ای به آنجا بفرستد تا قرارداد امضا شده اجرا شود.



نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین 1391 توسط مسعود غفور``

 در روز عاشورا هم هدف امام حسین بود و میخواستن امام  حسین را بشهادت برسانند همانند جسارت به حرم اهل بین پیامبر که هدف امام علی بود .منتها امام حسین غروب افتاب بشهادت رسیدند چون 71 نفر از قبل رفتن جلوو سینه سپر کردن تا امام بشهادت نرسند لذا حضرت در غروب افتاب فرمودند : هل من ناصرن ینصرنی، هل من معین یعیننی. و چون کسی دیگری نبود تا حضرت را یاری نماید  امام تک وتنها شدند و ریختن سر حضرت و به شهادت رساندند.یعنی در روز عاشورا 71نفر بودن  که از امام خود دفاع کردن و خون داند اما در جسارت به خانه امام علی تنها حضرت زهرای مرضیه ( سلام الله علیها) بودند  و نگذاشتن به امام  و پیشوایشان جسارت و حمله ای شود.

سوال : چرا کسی دیگه ای نبود در خانه حضرت؟

نکته سخت قضیه همین جاست جسارت به خانه اهل بیت پیامبر که 60  یا75  روز از رحلت پیامبر گذشته بود وحضرت زهرا بعد از 15 روز  از حمله به خانه بشهادت رسیدند. یعنی مسلمانان بعد از60  روز کافر شدند واز دین برگشتن که چنین اهانتی به حرم خدا شد وکسی به یاری انان نشتافت؟ نه .هرگز از دین برنگشتن

حمله در روز جمعه در مسجد الرسول بعد از نماز جمعه اتفاق افتاد . امام جمعه  علی  وخانه حضرت را مرکز فته خواند وگفت از دست حکومت و ما کاری بر نمی اید  خودتان مردم بروید حلش کنید برای همین  ریختن و در خانه حضرت را به اتش کشیدن. مسلمان بودند  وچنین کاری کردند .اما چه شد که کسی مانع ان حمله نشد . باید برگردیم به زمان پیامبر. پیامبر اکرم در زمان خودشان از یک مشکلی رنج میبردند که در جریان به اتش کشیدن خانه علی علیه السلام خودش را نشان داد . چطور یعنی پیامبر ان را نمی دانستد ؟ چرا, اما بستر اماده  نبود.مثل اینکه بروی یک گسل زلزله بخواهید برج بسازید.که تواناترین مهندس ومعمار را هم بیارید باز هم این کار نشدنی است. مهمترین مشکل پیامبر ای بود که امکانات کافی و زمان لازم را برای تربیت افراد را نداشتند .جای تعجب ندارد در دوران انقلاب وبمدتی بعد از ان حضرت امام چه تعداد نیروی متخصص  ومتعهد داشتند؟شهیدان مطهری،دستغیب،هاشمی نژاد،رجایی کسانی بودند که قبل از انقلاب تربیت شده بودند با اینا وارد شد. الان که 34 سال از انقلاب میگذرد ایا واقعا تعداد نیروی متخصص ومتعهد ما برابر با نیاز جامعه است .حالا برگردیم به زمان پیامبر که حضرت در دورانن بعثت جز 3نفر (امام علی،حضرت خدیجه و ابوطالب ) چه کسی را داشتند؟حالا چه مردمی در ان زمان زندگی میکرند ؟عرب سوسمارخور،جاهل، بی سواد حال که مردم ان زمان چنین ویژگی هایی داشتند پامبر ایا برای تربیت افراد جایی مناسب برای جمع کردن افراد مثل مکتب خانه های قدیم در اختیار داشتند؟تنها جایی که وجود داشت مسجد الحرام بود که ان هم بت خانه بود.یکی از دستورات پیامبر بعد از بعثت این بود که مسلمانان حق ندارند عریان دور خانه خدا باشند .معنای این جمله اینست که تا قبا از این مردم درو خانه خدا عریان بودند ایا چنین جایی برای تربیت  مسلمانان مکه مناسب بود؟بنابراین چاره ای نبود  جز در بیابان های مکه اما با این وجود هرجا که  مسلمانان دور پامبر جمع میشدند با سنگ میزدنشان.نتیجه هر کس مسلمان میشد باید از پیامبر فاصله میگرفت .

سوال :اولین کسی که در اسلام تقیه کرد که بود ؟ ایا از قبل حکم انرا یاد گرفت وعمل کرد یا اول عمل کرد بعد حکم انرا یاد گرفت؟عمار یاسر. چطور؟ وقتی که پدر ومادر ش را به شهادت رساندند ونوبت به عمار رسید عمار اسلام وپیامبر را انکار کرد بعد امد پیش رسول خدا و ماجرا را تعریف کرد حضرت فرمودن از ته قبل گفتی؛ گفت نه , حضرت فرمودن اشکالی ندارد.بلکه واجب است .یعنی اول عمل کرد بعد حکمش را یاد گرفت.حال اولین کسی که رفت مدینه تا اسلام را تبلیغ کند که بود ؟ مصعب بن عمیر که 17 سال سن داشت  که 2سال بود  مسلمان شده بود  حال چنین فردی از اسلام چه چیزی بلد بود که یاد بدهد؟دار وندار پیامبر همین بود بیشتر از این که نداشت. از سال8 هجرت هرکس که مسلمان میشد پیامبر میفرمود برای حفظ جان خود به مدینه برو .حال چنین افرادی زیر دست مصعب تربیت میشدند .13 سال اینطور گذشت .بعد از انکه حضرت به مدینه رفتند و خواستند به تربیت مسلمانان برسند جنگ ها شروع شد و همین مصعب به شهادت رسید .جعفربن ابی طالب به شهادت رسید حمزه عموی پیامبر هم  همینطوربعد ان هم پیامبر میخواستن حوزه علمیه تشکیل بدهند که به شهادت رسیدند. بعد از پیامبر اسلام از کفر بیشترین ضربه را خورد یا نفاق؟کفار به خانه حضرت علی حمله کردند یا منافقین ؟ منافقین میشه علیه منافقین شمشیر کشید؟خیر چون اگر اینکار را بکنی شمشیر میخوره به خودت .

راه برخورد با منافق چیست؟ یا تسلیمش بشی تا دست خودش را رو کند امام چرا حکم  ریاست جمهوری بنی صدر را امضا کرد؟ چون دیدند دفتر خودشان بعضی از حوزه ها مردم  بهش رای دادن   اگر امضا نکند تمام شایعات تیلیغات علیه انقلاب واینکه جمهوری اسلامی اسبداد کبیر است ثابت میشود لذا حکمش را تنفیذ نمودند.ایا حضرت زهرا بدون اذن حضرت علی رفتند  پشت در؟ خیر . به دو دلیل . دلیل اول انکه علی علیه السلام امام وحجت خدا بر ایشان بودند. دلیل دوم اینکه امام علی شوهر ایشان بودند وایشان بدون اذن حضرت علی هرگز چنین کاری را نمی کردند.پس چرا رفتند  پشت در ؟ چون خواسته حضرت علی علیه السلام بود که حضرت زهرا بروند حال این سوال مطرح میشود چرا ؟چرا خود حضرت علی نرفتند؟حتما یک اضطراری هست که امام علی علیه السلام از همسر وتنها شریک یار ویاور خود میخواهند که بروند پشت در .چه اضطراری بود ؟ اضطرار این بود که هرکس میرفت پشت  در یا میبایست کشته میشد یا با انها بیعت میکرد.یعنی اگر امیرالمومنین علی  علیه السلام با انها بیعت میکردند کار انها مشروع میشد بعد با نام اسلام اسلام را از بین میبردند.هیچکدام از ائمه با خلفای مدعی خودشان بیعت نکردند.دلیلشم این است که هیچکدام از کارهای انها را قبول نکردند .اما اگر علی بن ابی طالب بیعت نمیکرد و میجنگید ند با قاصبان خلافت  این سوال پیش می اید که این شمشیر کی غلاف میشد تا کی باید حضرت میجنگیدند ؟هرچقدر که از انها را میکشتند نفر بعدی حضرت را میکشت چون اصحاب رسول خدا بودند البته در ظاهر(منافقین) و اگر همه را میکشتند برای که میخواستند حکومت کنند. پس حضرت باید کشته بشوند که اگر کشته میشدند اسلام هم نابود میشد فلذاست که حضرت زهرا رفتند پشت در وشهیده راه ولایت شدند

امید به ان روزی که ما هم در راه ولی و ولایت امام زمان خود ونایب برحقش جان دهیم.

 



نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط مسعود غفور``



بازخوانی جنگ نرم در وصیت نامه سیاسی الهی امام (ره)

 حفظ اسلام در رأس همه واجبات

 (جمهوری اسلامی ظرفیتی برای تحقق محتوای حقیقی اسلام)

حضرت روح الله(ره) در ابتدای وصیت نامه خویش می فرمایند:

«اینك كه به توفیق و تأیید خداوند، جمهورى اسلامى با دست تواناى ملت متعهد پایه ریزى شده و آنچه در این حكومت اسلامى مطرح است اسلام و احكام مترقّى آن است، بر ملت عظیم الشأن ایران است كه در تحقق محتواى آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، كه انبیاء عظام از آدم علیه السلام تا خاتم النبیین صلى اللّه علیه و آله وسلم در راه آن كوشش و فداكارى جان فرسا نموده اند و هیچ مانعى آنان را از این فریضه بزرگ باز نداشته ...».

لازم است به منظور تبیین بهتر مفهوم جنگ نرم در وصیت نامه امام(ره)، ابتدا واژگان قدرت و تهدید، آن هم از نوع نرم را تعریف نموده، در ادامه بر مبنای وصیت نامه سیاسی الهی حضرت روح الله مبانی قدرت و تهدیدات نرم را در نظام جمهوری اسلامی ایران بر شماریم.

مبانی اساسی قدرت نرم انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی(ره) (رمز بقاء انقلاب اسلامی)

« بى تردید رمز بقاء انقلاب اسلامى همان رمز پیروزى است و رمز پیروزى را ملت مى داند و نسل هاى آینده در تاریخ خواهند خواند كه دو ركن اصلى آن انگیزه الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براى همان انگیزه و مقصد.

اینجانب به همه نسل هاى حاضر و آینده وصیّت مى كنم كه اگر بخواهید اسلام و حكومت اللّه برقرار باشد، و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شود این انگیزه الهى را كه خداوند تعالى در قرآن كریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید ...».

با توجه به مطالب ذکر شده در سطور فوق، قدرت نرم جمهوری اسلامی از منظر امام خمینی(ره)، 2 بخش است:

1- انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی

2- وحدت کلمه آحاد ملت

این دو بعد در واقع همان عبارت وزین جمهوری اسلامی است که کلمه جمهوری اشاره دارد به آحاد ملت که به شرط انسجام و وحدت، یکی از ارکان استواری و پیروزی مداوم نظام را فراهم می آورند.

در عین حال کلمه اسلامی نیز اشاره دارد به محتوای الهی و اسلامی نظام که رکن دیگر استواری است و حضرت روح الله(ره) در ابتدای وصیت نامه خویش، اسلامیت را هم با حدیث گرانبهای ثقلین تعریف می نماید.

قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله:

« انّى تارك فیكم الثقلین كتاب اللّه و عترتى أهل بیتى فانّهما لن یفترقا حتى یردا علىّ الحوض».

بنابراین اسلامیت اسلام ناب محمدی(ص)، مبتنی بر ثقل اکبر-قرآن- و ثقل کبیر – اهل بیت(ع)- است.

همچنین امام(ره) در تعریف اسلام و حکومت اسلامی می فرمایند:

« اسلام و حكومت اسلامى پدیده الهى است ... و مكتبى است كه برخلاف مكتبهاى غیر توحیدى در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنوى و فرهنگى و سیاسى و نظامى و اقتصادى دخالت و نظارت دارد و از هیچ نكته ولو بسیار ناچیز كه در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادى و معنوى نقش دارد فروگذار ننموده است و موانع و مشكلات سر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها كوشیده است.

بنابراین آنچنان که در کلام حضرت روح الله(ره) مشهود است، اسلام قدرت مقابله با همه مظاهر استبداد و استکبار را داراست و در عین حال هیچ فاصله ای میان سیاست و دیانت آن وجود ندارد.

تهدیدات نرم اساسی انقلاب اسلامی در کلام امام خمینی(ره) (عوامل اضمحلال و نابودی انقلاب اسلامی)

« ... و در مقابل این انگیزه (مقصد عالى حكومت اسلامى و وحدت كلمه ) كه رمز پیروزى و بقاء آن است، فراموشى هدف و تفرقه و اختلاف است».

در عباراتی که ذکر شد، حضرت امام خمینی(ره) تهدیدات نرم اساسی انقلاب اسلامی را در نفی و فراموشی هدف و تفرقه می داند.

 آنچنانکه در کلام امام (ره) مشاهده می شود، تهدید نرم انقلاب اسلامی دارای منشأ درونی و بیرونی است. غفلت و فراموشی غالباً درونی است، و تفرقه و از بین بردن انسجام و وحدت کلمه از طریق بوقهای تبلیغاتی و شایعات و .... منشأ بیرونی دارد.

در واقع این همان تعریفی است که جوزف نای از تهدید نرم ارائه می دهد. او می گوید:

تهدید نرم عبارت است از: «استفاده یک کشور از قدرت نرم برای دستکاری افکار عمومی کشور آماج و تغییر ترجیحات، نگرش‌ها و رفتارهای سیاسی آنان‌»

با توجه به تعریف جوزف نای و با عنایت به کلمات گهر بار امام خمینی(ره)، قدرت نرم نظام سلطه عبارت است از: رسانه ها، تبلیغات، نفوذ و تأثیرگذاری بر سایر ملتها و مسلمانان، بهره برداری از بعضی عوامل ناآگاه یا خودفروخته و شیفته آمریکا در داخل کشور، و توان بهره برداری ناصحیح از قدرت برجسته علمی و ... .

هدف اصلی دشمن در راه اندازی جنگ نرم چیست؟

حضرت امام خمینی(ره) مهمترین هدف دشمن در جنگ نرم را، هجوم به اسلام عزیز  و قرآن کریم می داند. نکته جالب اینکه حضرت امام(ره) سلاح دشمن در تهدید اسلام ناب و قرآن را، استفاده از منحرفین و تمسک به ظاهر قرآن می داند، تعبیر ایشان این است که دشمن از قرآن بر علیه قرآن استفاده می نماید.

ایشان در بخشی از وصیت نامه خویش می فرمایند:

« خود خواهان و طاغوتیان قرآن كریم را وسیله اى كردند براى حكومتهاى ضد قرآنى ... در حقیقت قرآن را كه براى بشریت تا ورود به حوض – کوثر - بزرگترین دستور زندگانى مادّى و معنوى بود و است، از صحنه خارج كردند و بر حكومت عدل الهى كه یكى از آرمانهاى این كتاب مقدّس بوده و هست خط بطلان كشیدند و انحراف از دین خدا و كتاب و سنت الهى را پایه گذارى كردند تا كار به جایى رسید كه قلم از شرح آن شرمسار است».

راهها و برنامه های  اجرایی دشمن برای مقابله با اسلام و قرآن در جنگ نرم:

1- از طریق روشنفکرمآبان خودفروخته که از اسلام هیچ نمی دانند و بر اساس آموخته ها و مبانی علمی غربی و اومانیستی، دین را متعلق به سده های گذشته می دانند و آن را برای عصر فعلی کارآمد نمی دانند.

« ... اینكه احكام اسلام كه هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمى تواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند یا آنكه اسلام یك دین ارتجاعى است و با هر نوآورى و مظاهر تمدن مخالف است و در عصر حاضر نمى شود كشورها از تمدن جهانى و مظاهر آن كناره گیرند و امثال این تبلیغات ابلهانه»

2- از طریق متحجرین خشک مغز و متعصب که از اسلام فقط به ظاهر و پوسته آن گرایش پیدا کرده اند و همه شناخت و معرفتشان از اسلام عزیز زهد و عبادت فردی است و اسلام را فاقد طرح حکومتی دانسته، بلکه معتقدند؛ ورود اسلام به معرکه حکومت و سیاست، فسق و فساد است.

« ... و گاهى موذیانه و شیطنت آمیز به گونه طرفدارى از قداست اسلام، كه اسلام و دیگر ادیان الهى سر و كار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایى و دعوت به ترك دنیا و اشتغال به عبادات و اذكار و ادعیه كه انسان را به خداى تعالى نزدیك و از دنیا دور مى كند و حكومت و سیاست و سررشته دارى بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوى است چه اینها تمام براى تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلك انبیاء عظام است و مع الا سف تبلیغ به وجه دوم در بعض از روحانیان و متدیّنان بى خبر از اسلام تأثیر گذاشته كه حتى دخالت در حكومت و سیاست را به مثابه یك گناه و فسق مى دانستند و شاید بعضى بدانند و این فاجعه بزرگى است كه اسلام مبتلاى به آن بود».

روشن است که نتیجه هر دو این روش ها، برتری و تفوق نظام سلطه و طاغوت بر همه جهانیان و مقدرات مسلمین خواهد بود.

امام خمینی(ره) پس از بیان نمونه های فوق، می فرمایند:

« گروه اول كه باید گفت از حكومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرضمندانه خود را به بى اطلاعى مى زنند ... این دعوى به مثابه آن است كه گفته شود قواعد عقلى و ریاضى در قرن حاضر باید عوض شود و به جاى آن قواعد دیگر نشانده شود ....».

و اما طایفه دوم كه نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حكومت و سیاست جدا مى دانند باید به این نادانان گفت كه قرآن كریم و سنّت رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله آن قدر كه در حكومت و سیاست احكام دارند در سایر چیزها ندارند بلكه بسیار از احكام عبادى اسلام، عبادى سیاسى است كه غفلت از آنها این مصیبتها را به بار آورده. پیغمبر اسلام (ص ) تشكیل حكومت داد مثل سایر حكومتهاى جهان لكن با انگیزه بسط عدالت اجتماعى ...».

در ادامه عرصه ها و بازیگران جنگ نرم بر اساس وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره) مورد بررسی قرار گرفته اند که در ادامه آمده است.

 

 

دشمن در جنگ نرم به دنبال چیست؟

امام خمینی(ره) از خودبیگانگی فرهنگی را به عنوان غم انگیزترین مسأله مورد تأکید قرار می دهند، آنجا که می فرمایند:

« از جمله نقشه ها كه مع الا سف تأثیر بزرگى در كشورها و كشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادى به جا مانده بیگانه نمودن كشورهاى استعمارزده از خویش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طورى كه خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگى به یكى از دو قطب را از فرائض غیر قابل اجتناب معرفى نمودند. و قصه این امر غم انگیز طولانى و ضربه هایى كه از آن خورده و اكنون نیز مى خوریم كشنده و كوبنده است».

در وصیت نامه سیاسی الهی حضرت روح الله(ره)، عرصه ها و بازیگران فعال نظام سلطه خصوصاً شیطان بزرگ در جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی، بر شماری شده است که توجه به آنها در هر زمانی، نقاط عملیاتی دشمن را در جنگ نرم برای ما آشکار می سازد.

عرصه ها و بازیگران دشمن در جنگ نرم کدامند؟

1- مراكز تعلیم و تربیت و  سرمایه گذارى دشمنان در این محیطها

« نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاى خودى منحرف كنند و به سوى شرق یا غرب بكشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت كشورها حكومت دهند تا به دست آنها هرچه مى خواهند انجام دهند. اینان كشور را به غارت زدگى و غرب زدگى بكشانند».

بنابراین مراکز آموزشی و تعلیم تربیت (مدارس و دانشگاهها) مهمترین محیط مورد توجه دشمن است.

بنابراین نقطه اول مبارزه با جنگ نرم دشمن هم باید مراکز تعلیم و تربیت باشد. بر همین اساس مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان و اساتید فرمودند: « اساتید دانشگاه فرماندهان و دانشجویان افسران میدان جنگ نرم هستند ».

2- نفوذ افراد منحرف در حوزه هاى علمیه

« یكى از راههاى با اهمیت براى مقصد شوم آنان و خطرناك براى اسلام و حوزه هاى اسلامى نفوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حوزه هاى علمیّه است كه خطر بزرگ كوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافى است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یك یا چند نفر شیّاد كه با آگاهى بر علوم اسلامى و جازدن خود در بین توده ها و قشرهاى مردم پاكدل و علاقه مند نمودن آنان به خویش و ضربه مهلك زدن به حوزه هاى اسلامى و اسلام عزیز و كشور در موقع مناسب مى باشد ».

3- جدایی حوزه و دانشگاه:

« توصیه اینجانب آن است كه نسل حاضر و آینده غفلت نكنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هرچه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامى پیوند دوستى و تفاهم را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدّار غافل نباشند و به مجرد آنكه فرد یا افرادى را دیدند كه با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افكند او را ارشاد و نصیحت نمایند و اگر تأثیر نكرد از او روگردان شوند و او را به انزوا كشانند ».

4- رادیو و تلویزیون، سینما و هنر

« رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهاى مؤ ثّر تباهى و تخدیر ملتها، خصوصا نسل جوان بوده است. در این صدسال اخیر به ویژه نیمه دوم آن چه نقشه هاى بزرگى از این ابزار چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمتگزار و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق كشیده شد ... فیلمهاى تلویزیون از فرآورده هاى غرب یا شرق بود كه طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادى زندگى و كار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوى بى خبرى از خویش و شخصیت خود و یا بدبینى و بدگمانى به همه چیز خود و كشور خود حتى فرهنگ و ادب و مآثر پرارزشى كه بسیارى از آن با دست خیانتكار سودجویان، به كتابخانه ها و موزه هاى غرب و شرق منتقل گردیده است».

5- رسانه های مکتوب، روزنامه ها و مجلات

« مجله ها با مقاله ها و عكسهاى افتضاح بار و اسف انگیز و روزنامه ها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگى خویش و ضد اسلامى با افتخار، مردم به ویژه طبقه جوان مؤثّر را به سوى غرب یا شرق هدایت مى كردند».

6- ترویج ابتذال فرهنگی و مراکز فساد

« اضافه كنید بر آن تبلیغ دامنه دار در ترویج مراكز فساد و عشرتكده ها و مراكز قمار و لاتار و مغازه هاى فروش كالاهاى تجمّلاتى و اسباب آرایش و بازیها و مشروبات الكلى به ویژه آنچه از غرب وارد مى شد».

کلام پایانی:

وجود نازنین حضرت روح الله(ره) خود یکی از مهمترین عناصر قدرت نظام حمهوری اسلامی ایران است، تا آنجا که مقام معظم رهبری می فرمایند:

« این انقلاب بی نام خمینی(ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست».

بی تردید در عصری که نظام سلطه جهان را به سمت تفکر لیبرالی سوق می داد و همه جهان را آماده پذیرش تنها واقعیت مطلوب خود (پذیرش اقتدار و کدخدایی انسان برتر آمریکایی) می نمود، ناگهان در قلب جهان، انقلابی رخ داد که با هیچ کدام از معیارهای مادی نظام لیبرال که قائل به پایان تاریخ بود، هماهنگ نبود.

 این انقلاب در ساختارهای خود، در محتوای خود، در مقاصد و اهداف خود و ... هیچ سنخیتی با شرق ملحد و غرب کافر نداشت.

این انقلاب در کشوری رخ داد که ژاندارم نظام لیبرالی غرب در قلب جهان بود، و اگرچه با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی انقلابش را به ثمر رساند، اما داعیه دار حکومت جهانی بود و رهبر آن فریاد می زد:

«ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم».

تأکید خمینی کبیر(ره) بر محورهای اسلام ناب و وحدت کلمه، چنان جوششی را برانگیخت که در تاریخ نظیرش را تنها در انقلاب پیامبران الهی می توان پیدا نمود.

بی شک در عصر سلاحها و تجهیزات مدرن نظامی، کلاهک های هسته ای، پیمان های نظامی منطقه ای و حتی در عصر جنگ سرد؛ پیروزی و کسب استقلال ملتی حقیقتاً تحت سلطه، بدون اتکاء به قدرتهای مادی، نشانگر وجود قدرتی ماوراء قدرتهای مادی، نظامی، اقتصادی و سیاسی بود.

مبدع این قدرت هم مرجعیتی برخاسته از متن اصیل شیعه بود که در وجود امام خمینی(ره) رخ نمود.

بی شک پیدا کردن مبدع مفهوم قدرت نرم و فرمانده جنگی با عنوان جنگ نرم، در جغرافیای ایران اسلامی قابل دستیابی است، و آن کسی نیست جز وجود امام خمینی(ره)، و طبیعتاً سربازان این جنگ نرم هم عموم ملت ایران اسلامی بودند.

اگرچه قدرت نرم و جنگ نرم، تولید بومی ایران اسلامی و بنیانگذار فقید آن است، لیکن دشمن به سرعت به ترجمه و بومی سازی جنگ نرم پرداخت و با پیاده سازی این قدرت در نظام بین الملل، و بهره برداری از مزایای آن، به طمع افتاد که آن را در جامعه اسلامی ایران به انجام رسانده و با براندازی انقلاب اسلامی، تنها موتور مقاومت در جهان را از کار بیندازد.

راه اندازی جنگ نرم با استفاده از منابع قدرت نظام سلطه که عبارت است از رسانه ها، قدرت علمی ارتباطی، قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی و ... در دستور کار قرار گرفته است. دشمن همه توان خود را بسیج نموده و در داخل کشور یارگیری کرده است و با استفاده از بازی دووجهی مهار و نافرمانی مدنی، براندازی جمهوری اسلامی را پیگیری می نماید.

هنری کیسینجر، استراتژیست یهودی الاصل آمریکایی، با اذعان به قدرت نرم امام خمینی(ره)، راه مقابله با انقلاب را ضربه زدن به امام خمینی(ره) می داند، او در عبارتی گفته است:

« مشکلات آمریکا با خمینی(ره) آغاز شد، طبعاً اگر کسانی در صدد برآیند که قدرت معنوی خمینی(ره) را در ایران بشکنند، خیلی به آمریکا و صهیونیسم کمک کرده اند ».

اذناب داخلی دشمن هم که بازیگران فعال جنگ نرم هستند، با توسل به آموزه های غربی، و با استفاده از تجربه عظیم انقلاب خمینی کبیر(ره)، به تعبیر مقام معظم رهبری کاریکاتوری از انقلاب حضرت روح الله(ره) را طراحی نموده اند، غافل از آنکه امام خمینی(ره)  رمز پیروزی انقلاب را 2 مورد ذکر می کند:

1- انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی

2- وحدت کلمه و انسجام ملی

مسأله اساسی این است که غربزدگان و فتنه گران، درتقلید از انقلاب امام(ره) دچار تعارض اساسی هستند، چرا که نه تنها فاقد رموز پیروزی هستند، بلکه دارای تناقض در هدف و جمعیت هستند، به عبارتی اینان دارای 2 تعارض زیر هستند:

1- انگیزه شان غیر الهی است و مقصدشان قدرت و جاه طلبی است.

2- در گفتار و رفتار تناقض دارند و فاقد عنصر وحدت کلمه می باشند.

به این ترتیب نه تنها در دستیابی به اهداف خود دچار مشکلات عدیده شده اند، بلکه باعث به روز شدن و بازشناسی رموز پیروزی و ایستادگی انقلاب اسلامی در بین آحاد مردم شده اند.

آنچنان که از کلام مقام معظم رهبری استنتاج می شود؛ اگرچه در حوادث جنگ نرم – پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری – انقلاب دچار ریزش شد، لیکن رویش ها دو برابر ریزش ها بوده است و ضریب هوشیاری مردم در حفظ اسلام و انقلاب بیشتر از گذشته شد.

به عبارتی باید گفت: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد



نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند 1390 توسط مسعود غفور``

براستی آیا میدان جنگ نرم نرم تلفات ندارد؟ تلفات جنگ نرم یا جنگ سخت ، کدام هولناکتر است؟

جهت مطالعه این مقاله به ادامه مطلب رجوع فرمایید.


        امروز دنیای اسلام شاهد ویرانگری هایی سخت تر و شدیدتر از قتل عام انسان ها در جنگ و پهنه ترورهاست. امروز جهان نظاره گر نبرد نرم و شبیخون های فرهنگی و غارت تفکر الهی ملت هایی است که به یقین کشتار آن از ده ها جنگ و هزاران ترور بالاتر و بیشتر است.


در طی سال های 1950 تا 1970 سیا اقدام به ترور هزاران نفر در آمریکای مرکزی و جنوبی کرد.

در طول جنگ ویتنام، سازمان سیا برنامه ققنوس را کلید زد که هدف آن ترور 26369 عضو جبهه آزادی ملی بود.

طی هشت سال اخیر، توسط عوامل سیا و موساد 500 دانشمند عراقی ترور شده اند.

سیا و موساد عملیات ترور نخبگان را به کشورهای اسلامی؛ از جمله ایران، گسترش داده اند. در آبان ماه 1389 دو دانشمند ایرانی به نام های دکتر "مجید شهریاری " و "فریدون عباسی " ترور شدند که دکتر شهریاری به شهادت رسید.

قبل از آن "شهرام امیری " در سال 1387 توسط مأموران سعودی ربوده شد و به آمریکا منتقل گردید. در تاریخ 90/5/1 نیز "داریوش رضایی نژاد " به ضرب گلوله مأموران موساد و سیا به قتل رسید. مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل هم اعلام کرد: "در کشورهایی که عملیات زمینی در آن ها دشوار است، ترور هدفمند بهترین راهکار است. "

قطعاً همه این ترورها، کاری ضدبشری و مغایر با اصول الهی است. چه این که کشتن انسان ها در جنگ، از جمله جنگ ایران و عراق و به شهادت رسیدن چندصدهزار ایرانی مسلمان و انقلابی در آن نبرد تحمیلی، کاری غیرانسانی و پلید است. اما امروز دنیای اسلام شاهد ویرانگری هایی سخت تر و شدیدتر از قتل عام انسان ها در جنگ و پهنه ترورهاست. امروز جهان نظاره گر نبرد نرم و شبیخون های فرهنگی و غارت تفکر الهی ملت هایی است که به یقین کشتار آن از ده ها جنگ و هزاران ترور بالاتر و بیشتر است.

در این قتل عام فرهنگی، کشتارها بی سر و صدا و آرام است. هر خانه و اتاقی میدان جنگ است. دشمن به درون خانه ها نفوذ کرده و نسل جوان را در زیر شدیدترین صدمات و آسیب ها قرار داده است.

وجدان های بیدار در برابر کشتارهایی چونان جنگ ویتنام و نبرد وحشتناک حلبچه و صحنه های متعدد کشتار دسته جمعی در جنگ ایران و عراق و گلوله های شیمیایی صدام فریاد برمی آورند و یا ترور دانشمندان ایرانی و عراقی را محکوم می کنند؛ اما بسیاری از قتل عام های فرهنگی قابل دیدن نیستند!! و یا برخی آن را مهم و خطرناک نمی شمرند!

چه بسیار دختر و پسرانی که در بحران شهوت و فساد و بی بند و باری و اعتیاد، راه صعود را بر خود و کشور و جامعه انسانی و اسلامی می بندند و زمینه سقوط حاکمیت دین و تقوا را فراهم می سازند.

همه نیرنگ ها و توطئه ها در اندلس دیروز جواب نداد و راه به فساد کشاندن انسان ها به درون خانه ها و وزارتخانه ها باز شد و یاران حاکمیت حق، خود عامل براندازی اندیشه دینی شدند.

امروز نیز تمامی طرح دشمن برای به شکست کشاندن انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران، طرح اندلسی کردن ایران و به فساد کشاندن نسل جوان و مؤثر بر انقلاب اسلامی و ارزش هاست.

پس از جنگ هشت ساله و در عصر سازندگی، همین راه را ترسیم کردند. با گسترش اشرافی گری و زیاده خواهی و تغییر گرایی ها به سمت دنیاطلبی، زمینه فساد مالی و جنسی را فراهم ساختند و در دوران اصلاحات؛ کلنگ تخریب باورها را بر فرق نسل جوان کوبیدند.

با نگاهی بر درون فتنه 88 می توان همین هدف را به تماشا گرفت که با امید به فتح قله باورها و ارزش ها پیش می تاختند؛ تا انتقام خود را از ملت ایران و امام بگیرند.

دست پشت صحنه همه آن اخلالگری ها، تلاش کرد تا با ساختن جریان انحرافی، زمینه رشد فساد و بی بند و باری را به گونه ای دیگر در جامعه امروز بارور سازد.

موساد و سیا، همه باصطلاح سیاست بازان دنیای استکبار و دشمنان ملت ایران و اسلام وارد گود شده اند؛ تا جوان ایرانی را به جای رشد علمی و معنوی، در مسیر طغیان و ذلالت و سقوط قرار دهند.

صدای گلوله ترور شهریاری و رضایی نژاد بلند و اثر آن قابل رؤیت آسان است؛ اما در این عرصه، هزاران شهریاری و رضایی نژاد درگیر نگاه های زهرآلود و دامن های فساد و مواد مخدر که من و ما یا آن را باور نکرده و یا خطرش را احساس نکرده ایم! دیده بان ژرف اندیش و هوشمند انقلاب اسلامی، سال هاست که اعلام خطر کرده و همه مسئولان نظام را به عرصه مقابله فراخوانده اند. به نهادهای فرهنگی هشدار جدی داده و نیروی انتظامی را به میدان مبارزه جدی دعوت کرده اند.

سیل هجوم سایت ها و ماهواره ها و ابزار تبلیغاتی دشمنان درون و برون را نظاره کنیم و وضعیت حجاب و عفت و غیرت را به تماشا گیریم.

اگر در سال های 59 و60 فریادهای امام بیدارگرمان را جدی نمی گرفتیم، امروز دشمن کجا بود؟! آیا اثری از آزادی مهران و خرمشهر و بیرون راندن دشمن از تمامی خاک جمهوری اسلامی ایران بود؟

برای مقابله با نیرنگ امروز دشمن و طرح شبیخون فرهنگی او، نیاز به اقدامی جدی داریم. باید سپاه و بسیج هم وارد میدان شوند. باید همه مردم به صحنه بیایند. باید سپاه محمدرسول الله(ص) بپاخیزد. باید جوش و خروش دوران نبرد هشت ساله زنده شود. باید یکایک بپاخیزیم و خود را برای مقابله با طرح فرهنگی دشمن آماده کنیم.

فردا بسیار دیر است. از همین لحظه به هوش باشیم. اگر فریاد مجروحان و اسرا و کشته شدگان این عرصه را نمی شنویم حداقل گوش ها را به سمت فریاد دیده بان انقلاب اسلامی بچرخانیم. فرمان را بگیریم و اجرایی کنیم. در مقابل طرح دشمن بایستیم و به فریاد گرفتاران میدان شبیخون فرهنگی برسیم.

برخی خود زخم خورده این پهنه اند و غافل از آنند که در دام افتاده و از صعود بازمانده اند. نیاز به یک همت جمعی است؛ تا بلکه غافلان به خود آیند و خویش عامل سقوط نسل جوان و دختران و پسران ایرانی نشوند.

در میدان جنگ نرم، شنیدن بسیاری از صداها دشوار است. برخی باور نمی کنند که فریب دشمن را خورده اند. بعضی دشمن را دوست می پندارند. عده ای دنیاگرا، هدف را نمی بینند. تعدادی هدف را گم کرده اند.

اگر من و ما هم با اینان همراه شویم و جنگ را جدی نگیریم و تسخیر بعضی از قله ها را باور نکنیم، چه خواهد شد؟

بیایید تصمیم بگیریم خطی را با تمام وجود باور کنیم. با دقت و بصیرت، دست دشمن را در پشت صحنه به تماشا بگیریم و تلاش کنیم آن دست مرموز و فسادانگیز را قطع کنیم.

باز هم مصرم، نیاز به یک همت و باور جمعی است. یک بسیج عمومی قادر به نفی ظلمت و فساد و بی بند و باری است. همه باید دست به دست هم بدهیم و با وحدت و یکدلی، و با تبعیت از مقام معظم رهبری؛ جمهوری اسلامی ایران را هم چنان آباد و با عزت و اقتدار نگه داریم.

این کار شدنی است و از اجتماع من و شما برمی آید. از همین الآن تصمیم بگیریم و حرکت کنیم.



نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند 1390 توسط مسعود غفور``


بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 خوشامد عرض میكنم به همه‌ى برادران و خواهران عزیز. بحمداللّه جلسه‌ى ما امروز در این حسینیه، لبریز از عطر شهادت و یاد مبارك شهیدان عزیز و حضور جانبازان عزیز و خانواده‌هاى شهدا و خانواده‌هاى جانبازان است. قدر اینجور مجلسى را، این بنده‌ى حقیر خیلى میدانم. آنجائى كه یاد شهادت، یاد شهیدان، ذكر شهیدان، تمجید از عظمت شهیدان وجود دارد، هر انسانى، هر دلى احساس عظمت میكند؛ احساس استغناى از غیر خدا میكند. امیدوارم كه خداى متعال تفضلات خود، رحمت خود، فضل خود را به همه‌ى شما عزیزان نثار و نصیب كند و ارواح طیبه‌ى شهیدان عزیز ما و همچنین امام شهیدان را با اولیائش محشور كند.

 این روزها متعلق به امام عسگرى (سلام‌اللّه علیه) است، كه میتواند الگوى همه‌ى مؤمنان، بخصوص جوانان باشد. این امامى كه موافقان، شیعیان، مخالفان، غیر معتقدان، همه، شهادت دادند و اعتراف كردند به فضل او، به علم او، به تقواى او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختى‌ها، این انسان بزرگ، این شخصیت باشكوه، وقتى به شهادت رسید، فقط بیست و هشت سال داشت. در تاریخ پرافتخار شیعه، این نمونه‌ها را كم نداریم. پدر امام زمان عزیز ما با آن همه فضیلت، با آن همه مقامات، با آن همه كرامات، وقتى با سم و جنایت دشمنان از دنیا رفت، فقط بیست و هشت سال داشت؛ این میشود الگو؛ جوان احساس میكند یك نمونه‌ى عالى در مقابل چشم دارد. آن امام بزرگوار، جوادالائمه (علیه‌السّلام) است كه در بیست و پنج سالگى شهید شده است؛ این امام عسگرى (علیه الصّلاة و السّلام) است كه در بیست و هشت سالگى به شهادت رسیده است؛ و این همه فضیلت، این همه مكرمت، این همه عظمت، كه نه فقط ما به آنها قائلیم و مترنّمیم، بلكه دشمنانشان، مخالفانشان، كسانى كه اعتقاد به امامت آنها نداشتند، همه اعتراف كردند.

 در زمان ما هم كه حقاً و انصافاً یك زمان استثنائى بود - این دوره‌ى نظام جمهورى اسلامى تا امروز یك دوران استثنائى در تاریخ ما است، یك قطعه‌ى زرین است - همین شهدائى كه شما میشناسید، همین عزیزان خود شما، جوانان خود شما، همه الگو هستند. هر جوانى كه با انگیزه‌اى، با یك ایمان مقدس و پاكى حركت كرد، از خانه‌ى خود، از راحتى خود، از آغوش پدر و مادر خود، از هواى خنك در گرماى تابستان، از محیط گرم و نرم در سرماى زمستان دل كند و رفت در دل آن حوادث خونین، پر اضطراب و پر وحشت، تن خود و جان خود را كف دست گرفت تا در برابر تكلیف و وظیفه فدا كند، او یك الگوست. این یك عظمتِ مجسم است در مقابل چشم ما.

 امثال ما افرادى كه پا به سن گذاشته‌ایم و پیرمرد شده‌ایم، لذت ما از دیدن اینها، یك لذت قلبى است؛ اما جوانها علاوه‌ى بر این احتظاظ روحى و قلبى، درس میگیرند، الگو میگیرند. و شهداى ما زنده‌اند؛ همچنان كه خداى متعال خبر داده است: «و لا تحسبنّ الّذین قتلوا فى سبیل اللّه امواتا بل احیاء عند ربّهم یرزقون»؛(1) پیش خداى متعالند، زنده هستند، مشرف بر این عالَمند، حوادث را مى‌بینند، سرنوشتها را مى‌بینند، اعمال من و شما را مى‌بینند. آن وقتى كه پاى ما به سنگى بخورد، آن وقتى كه نتوانیم خودمان را درست هدایت كنیم، اداره كنیم، زمین بخوریم، آنها نگران میشوند. آن وقتى كه میفهمیم، مى‌بینیم، محكم قدم برمیداریم، راه را مستقیم حركت میكنیم، به هدف نزدیك میشویم، آنها خوشحال میشوند. آن وقتى كه ملت ایران در یك عرصه‌اى پیروز میشود، آن ارواح طیبه به احتظاظ در مى‌آیند. آن وقتى كه خداى نكرده بر اثر غفلت ما، كوتاهى ما، ملت عقب بماند، مشكل اساسى و عمومى پیدا كند، آنها نگران میشوند. و من به شما عرض كنم؛ در این دورانى كه اكنون ما زندگى میكنیم، دشمن در مقابل ما این جبهه‌ى وسیع را به وجود آورده است و پى‌درپى شكست خورده است، حدس انسان این است كه شهداى عزیز ما در حال احتظاظند، شادمانند، خرسندند. یك ملت با این هماهنگى، با این شكوه، با وجود این همه سختى در راه، در حركت، با وجود این همه دشمنى‌هاى خباثت‌آلود و عنادآمیز، باز وقتى اینجور محكم حركت میكند، گامها را محكم برمیدارد، به سمت هدف پیش میرود، آنها خوشحال میشوند؛ روح مطهر امام خوشحال میشود، ارواح طیبه‌ى شهدا خوشحال میشوند. نه اینكه بخواهیم صحنه را برخلاف واقع تصویر كنیم؛ عین واقعیت همین است كه عرض كردم.

 امروز دنیاى زر و زور و استكبار و همه‌ى زورگوها، همه‌ى خبیثها، همه‌ى كسانى كه دستشان تا مرفق در خون ملتهاست، همه‌ى آنهائى كه به ملتهاشان دروغ میگویند، همه‌ى آنهائى كه براى جیب خودشان حاضرند جیب ملتها را خالى كنند، همه‌ى اینها در مقابل جمهورى اسلامى صف كشیده‌اند و یك جبهه تشكیل داده‌اند. براى اینكه چه كار كنند؟ براى اینكه این ملت را در هم بشكنند؛ براى اینكه ملت ایران را از این راه و از این حركتى كه آغاز كرده و به بیدارى عمومى دنیاى اسلام منتهى شده - و این تازه اول كار است و ان‌شاءاللّه آینده‌هاى روشن‌ترى در پیش است - باز بدارند. اگر آمریكا و غرب و صهیونیسم و سرمایه‌داران و مفتخوران یهودىِ وابسته‌ى به سازمان صهیونیسم بتوانند ملت ایران را قانع كنند، به زانو در بیاورند، به عقب‌نشینى وادار كنند، میتوانند به دنیا بگویند: ببینید، اینها را كه ملت پیشرو بودند، ما سر جاى خودشان نشاندیم. هدف این است. همه‌ى تلاشها براى این است. یك روز این را نمیگفتند، كتمان میكردند؛ امروز صریحاً و علناً میگویند. میگویند ما میخواهیم تحریم كنیم - تحریم نفت، تحریم بانك مركزى، تحریم چه، تحریم چه، تحریم چه - به وسیله‌ى شوراى امنیت سازمان ملل قطعنامه صادر كنیم، پشت سرش قطعنامه‌ى دیگر، پشت سرش قطعنامه‌ى دیگر. كه چه اتفاقى بیفتد؟ براى اینكه ملت ایران خسته بشود. عجیب است؛ هرچه گذشته، ملت ایران شادابتر، زنده‌تر، بااستقامت‌تر و مصمم‌تر شده است.

 امسال بیست و دوم بهمنِ شما - این حركت عظیم مردم در پشتیبانى از نظام - یك سیلى به صورت استكبار بود. آنها آرزوشان این است كه بتوانند گروهكهائى را بیاورند توى خیابان، علیه نظام. اتفاقى كه میخواستند براى ایران رخ بدهد كه مردم علیه نظام قیام كنند، براى خودشان رخ داده است! به كشورهاى اروپائى نگاه كنید؛ اینهائى كه مى‌آیند توى خیابان، اینهائى كه مشت گره میكنند، اینهائى كه شیشه میشكنند، مردمِ همان نظامها هستند. خوابى كه براى شما دیده بودند، براى خودشان تعبیر شده است؛ تیرى كه به سمت ملت ایران و جمهورى اسلامى ایران پرتاب كرده بودند، كمانه كرد، برگشت به طرف خودشان. این پیروزىِ ملت ایران است.

 ما امروز در همه‌ى ابعاد، با یك نگاه راهبردى داریم پیش میرویم. ممكن است در یك بخشى، در یك گوشه‌اى، یك كوتاهى‌اى وجود داشته باشد، اما حركت عظیم به طور عموم به طرف جلو بوده است و ملت اجازه نداده است كه دشمن از توطئه‌اى كه میكند، شاد بشود. همه كار كردند: جوانهاى ما را توى خیابانها شهید كردند؛ دانشمندان ما را به‌وسیله‌ى مزدوران قاتلِ خودشان، تروریستهاى خودشان، به شهادت رساندند؛ كار سیاسى، كار تبلیغاتى، كار اقتصادى، كار امنیتى - جاسوس بفرستند - از این كارها مرتب دارند میكنند؛ خرج هم میكنند چه جور، براى اینكه بتوانند ملت ایران را خسته كنند. شما نگاه كنید ببینید ملت ایران امروز بانشاطتر و شادابتر و عازم‌تر از همیشه است. جوانِ امروز از جوانِ ده سال و بیست سال قبل اگر سرحال‌تر و بانشاطتر و پرانگیزه‌تر نباشد، كمتر نیست. این نشانه‌ى حركت به جلوى ملت ایران و عقب‌نشینى آنهاست.

 خداى متعال هم براى این ملت جور آورده. همین انتخاباتها، همین پاى صندوق رفتن‌ها، همه‌ى اینها مظهر حضور مردم و مظهر نشان دادن اقتدار مردم است. شاید شش ماه یا بیشتر است كه دارند علیه انتخابات روز جمعه تبلیغات میكنند - انواع و اقسام تبلیغات - براى اینكه مردم را دلسرد كنند، براى اینكه پاى صندوقها خلوت باشد.

 در همه‌ى دنیا، انتخابات پرشور، مظهر زنده بودن و حضور بااراده و عزم راسخ یك ملت در عرصه‌هاست. هر جا انتخابات با شركت گسترده‌ى مردم باشد، این نشانه‌ى این است كه ملت در آن كشور بیدارند، هوشیارند و با نظام خود همراهند. میخواهند این را از دست ملت ایران بگیرند. همه‌ى این صدها و هزارها و - اگر این رسانه‌هاى تازه پدید آمده‌ى اینترنتى را هم محاسبه كنیم، سر به میلیونها میزند - میلیونها رسانه را به كار انداختند، براى اینكه مردم را دلسرد كنند. گاهى گفتند مردم شركت نمیكنند، گاهى گفتند تحریم میكنند، گاهى گفتند تقلب میشود، گاهى گفتند چه و چه؛ براى اینكه مردم پاى صندوق رأى نیایند، دلسرد بشوند. آنى كه من احساس میكنم و از لطف الهى احتمال قوى میدهم كه اینجور بشود، این است كه ملت ایران در روز جمعه‌اى كه مى‌آید، یك سیلى سخت‌تر به چهره‌ى استكبار خواهد زد.

 دست خدا با شماست. هدایت دلها و جانهاى ما به دست خداست. «ازمّة الأمور كلّا بیده»؛ همه چیز دست خداست. وقتى دل ملت، دل مسئولین، دل دلسوزان با خدا باشد، خدا راه را آسان میكند، تسهیل میكند، راه را باز میكند، توفیق میدهد و ان‌شاءاللّه این توفیق نصیب ملت ایران خواهد شد.

 حقیقتاً انتخابات، سیلى به چهره‌ى دشمنان این ملت است. آنچه مهم است، این است كه مردم حضور پیدا كنند؛ البته این هم مهم است كه به نامزدهاى صالح رأى بدهند. هر دو مهم است، لیكن حضور در درجه‌ى اول است. هرچه حضور مردم بیشتر باشد، پشتوانه‌ى مجلس شوراى اسلامى قوى‌تر باشد، مجلس محكم‌ترى، تواناترى، شجاع‌ترى تشكیل خواهد شد؛ صداى عموم مردم را میتواند با قدرتِ تمام به گوش دنیا برساند. این است كه این حضور، حضور بسیار بااهمیتى است؛ حضور بسیار باعظمتى است. و من تصورم این است كه این دفعه، این نوبت انتخابات، حساسیتش از دفعات قبل هم شاید بیشتر است؛ به خاطر اینكه تیرهاى موجود در تركش استكبار علیه شما مردم تمام شده. هرچه میتوانستند، ضربه زدند؛ هرچه داشتند و به عقلشان رسیده، فعالیت كردند؛ این تیرهاى آخر است. باید بایستید؛ باید به توفیق الهى، به فضل الهى، اراده و عزم خود را به رخ دشمن بكشید تا بفهمد كه در مقابل این ملت نمیتواند مقاومت كند. ...(2)

 خداوند به شما خیر بدهد. خداوند ان‌شاءاللّه بركاتش را بر ملت عزیز ایران، بر شما جوانان عزیز نازل بفرماید. من بار دیگر به همه‌ى شما خیرمقدم عرض میكنم، مقدم شما را گرامى میدارم؛ مخصوصاً خانواده‌هاى عزیز شهدا، مخصوصاً جانبازان عزیز و خانواده‌هاى آنها. امیدوارم ان‌شاءاللّه همه‌ى شما مشمول الطاف الهى بوده باشید.

والسّلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته‌



نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1390 توسط مسعود غفور``

 

 

در تفکر اسلامی هر کسی حق حاکمیت بر مردم را ندارد و پرسش از اینکه چه کسی حق حاکمیت دارد و پرسش از انکه چه کسی حق حاکمیت دارد پرسش بسیار مهمی است که اگر در ادله نقلی که برای اثبات ولایت فقیه ذکر شده است تامل گردد پاسخ به این سوال روشن خواهد شد.

1«واما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا.»(در اتفاقات جدیدی که درطول زمان پیش می اید به راویان احادیث ما رجوع کنید.)بحارالانوار.ج53

2:امام رضا علیه السلام:«نامی العلم،کامل الحلم،مضطلع بالامامه،عالم بالسیاسه»(باید علم او همواره در حال رشد وترقی وحلمش کامل،در امامت قوی واگاه به امور سیاست باشد.)اصول کافی ج1

3:«فاما من کان من الفقهاءصائنا لنفسه،حافظا لدینه،مخالفا لهواهةمطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه.»(از میان فقها کسی که دارای صیانت نفس ،حافظ دین ،مخالف هوای نفس ومطیع اوامر شرع باشد ، اطاعت وتقلید کنید.)صحاح طبرسی ج2

4:«ینظر الی من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا وحرامنا وعرف احکامنا فلیرضو به حکما فانی قد جعلته علیکم حاکما»(به کسی رجوع کند که احادیث ما را نقل می کند ، نظر به حرام وحلال دارد و از احکام شرع اگاه است پس او حاکم شماست و من او را حاکم شما قرار دادم .

از مجموعه جهار حدیث فوق ، میتوان چهار شرط اساسی برای حاکم شرع اسلامی در زمان غیبت استخراج نمود

اولا فقاهت زیرا اگر دلیل اول را در نظر بگیریم فهم عرف از عبارت «رواه حدیث» به مقام فقاهت متوجه میگرددو وقتی امام معصوم به مراجعه به راویان حدیث امر میکند جنبه فهم روایت واستنباط احکام را دارد نه انکه فقط روایتی حفظ شده و الفاظش نقل می گردد.دومأعدالت است به این معنا که علمی را که فهمیده است را درخودش ومحدوده ی حیاتش و در جامعه اسلامی به درستی اجرا نماید و به مردم بدون کتمان ابلاغ نامید . فقیه عادل به میل و هوس کاری نکند،مطیع هوای نفس نگردد وگناهی از او سر نزند،که حدیث سوم به روشنی عدالت را بین میدارد .سومأکفایت وکاردانی است که از روایت امام رضا علیه السلام که به ویژگی کفایت ،کاردانی،مدیریت وتدبیر اشاره دارد بخوبی روشن میشود مطلب ولی در عین حال هر انسانی با ذهن عرفی خود از اطلاقات ادله ولایت در می یابدکه هدف از ولایت ان است که شخص ولی کمبود ها ونیاز های حوزه تحت ولایت خود را در چهار چوب حفظ مصالح ان رعایت کند. این وظیفه تنها در صورتی انجام میپذیرد که ولی در دایره فعالیت ولایت خود از کاردانی وشایستگی بر خور دار باشد.چهارمأشجاعت ومدیریت استبدون شک ولی فقیه و حاکم جامعه اسلامی باید دارای شجاعت ومدیریت باشد تابتواند در موقعیت مناسب با قاطعیت تصمیم گیری کند . مدیریت ومدبریت او به معنای درک وتحلیل پیگیر مسایل سیاسی است.اگاهی ودرک مسایل سیاسی و شرایط زمانه از دیگر مواردی است که ولی فقیه باید از ان مطلع باشد. بنا براین حاکم اسلامی باید واجد ویژگی هایی باشد که از طرف امامن معصوم علیهم السلام بیان شده است . در واقع اعلام این ویژگی ها از طرف امام معصوم برای ولی فقیه به نصب عام تعبیر میشود یعنی امام معصوم بصورت عام غقهای واجد شرایط عصر غیبت را برای رهبری وهدایت جامعه اسلامی برگزیده است ولی از انجا که واجدین شرایط رهبری متعدد بوده واقدام همه ی انان یا بعضی از انان نا ممکن است ، لذا راهکار اساسی برای تعیین ان لازم است.در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران یک راهکار عقلایی برای تشخیص رهبری وکسی که واجد شرایط رهبری است پیش بینی شده است که بر اساس ان نمایندگانی از اقصی نقاط کشور با رای مستقیم مردم انتخاب میشوندودر مجلس خبرگانحضور دارندوبا تحقیق وبررسی ومشاهده و ویژگی های لازم در یکی از فقها ان شخص را شناسایی وبه مردم معرفی میکنند.لذا هرگونه تشخیص صلاحیت وعدم ان فقط برعهده مجلس خبرگان رهبری است . لیکن امام خامنه ای قطعا نائب برحق امام زمان ومنصوب عام از طرف ان حضرت هستندزیزا که تمام فراین قانونی فوق به نحو احسن صورت گرفته و ایشان به این مقام نایل شدند. البته حضرت اقا هرگز تمایل به چنین مقامی را نداشتند ولی خبرگان ومجتعهدین چنین مقامی را به خاطر احساس مسولیت به ان حضرت سپردند.ایشان فرمودند که اگر وجودم برای اسلام در جفت کردن کفش ها در حسینیه ها مفیدتراز مسولیتی که دارم  باشد والله یک لحظه درنگ نمیکنم

ودر جایی دیگر حضرت امام خمینی(قدس سره )می فرمایند :اگر گمان میکنید که در تمام دنیا ریئس جمهور ها وسلاطین وامثال اینهایک نفر را مثل اقای خامنه ای پیدا میکنید که متعهد به اسلام باشد وخدمتگزار .....هرگز جنین کسی را پیدا نخواهید کرد 



نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن 1390 توسط مسعود غفور``
(تعداد کل صفحات:6)      1   2   3   4   5   6  

مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin